کیک مادر بزرگ یک چیز دیگری است.

پسر کوچکی برای مادربزرگش, توضیح می‌دهد که چگونه همه چیز ایراد دارد, مدرسه, خانواده, دوستان و …. مادربزرگ که مشغول...
ادامه مطلب ۰ دیدگاه

۱۰ دلار به من قرض بدهید.

مردی, دیروقت, خسته و عصبانی, از سرکار به خانه بازگشت. دمِ در, پسر پنج‌ساله‌اش را دید که در انتظار او بود. - بابا! یک...
ادامه مطلب ۲ دیدگاه
parrot

طوطی سخن گویتان چرا سخن نمی گوید.

خانمی طوطی‌ای خرید, اما روز بعد آن را به مغازه برگرداند و به صاحب مغازه گفت: «این پرنده صحبت نمی‌کند.» صاحب مغازه...
ادامه مطلب ۰ دیدگاه

پسر بداخلاق و میخ های روی دیوار

پسربچه‌ای بود که اخلاق خوبی نداشت. پدرش جعبه‌ای میخ به او داد و گفت که هر بار که عصبانی می‌شود باید یک میخ به دیوار...
ادامه مطلب ۱ دیدگاه