مشکل ناخوشایند هواپیمایی که حل شد
این ماجرا در خط هوایی TAM اتفاق افتاد:
یک زن تقریباً پنجاه ساله ی سفید پوست به صندلی اش رسید و دید مسافر کنارش یک مرد...
کشیش و دخترک در هواپیما
کشیش سوار هواپیما شد. کنفرانسی تازه به پایان رسیده بود و او میرفت تا در کنفرانس دیگری شرکت کند؛ میرفت تا خلق...
کیک مادر بزرگ یک چیز دیگری است.
پسر کوچکی برای مادربزرگش, توضیح میدهد که چگونه همه چیز ایراد دارد, مدرسه, خانواده, دوستان و ….
مادربزرگ که مشغول...
۱۰ دلار به من قرض بدهید.
مردی, دیروقت, خسته و عصبانی, از سرکار به خانه بازگشت. دمِ در, پسر پنجسالهاش را دید که در انتظار او بود.
- بابا! یک...
طوطی سخن گویتان چرا سخن نمی گوید.
خانمی طوطیای خرید, اما روز بعد آن را به مغازه برگرداند و به صاحب مغازه گفت: «این پرنده صحبت نمیکند.» صاحب مغازه...

آخرين نظرات