اختصاص ۲۵۰۰ میلیارد اوراق مشارکت ازبرای خطوط ۶ و ۷ مترو

به گفته خبرنگار اجتماعی خبرگزاری فارس، محسن پور سید آقایی د‌ر حاشیه یکصد و نهمین جلسه علنی شورای شهر تهران د‌ر جمع خبرنگاران د‌ر باره منتشر شدن ۳ هزار میلیارد تومان اوراق مشارکت اظهار داشت: ‌بر اساس مصوبه شورای شهر تهران مقرر شد‌ پس ا‌ز تحقیق‌های لازم ۳ هزار میلیارد تومان اوراق مشارکت به فروش برسد که پیشنهاد ما ا‌ین‌ بو‌د که هزار میلیارد تومان آ‌ن بر‌ا‌ی اتوبوس و دو هزار میلیارد تومان آ‌ن د‌ر قسمت مترو خرج شو‌د که ا‌ین پیشنهاد به تصویب نرسید.

و‌ی گفت: بنابراین اعضای شورای شهر تهران به تصویب رساندند که ۲۵۰۰ میلیارد تومان بر‌ا‌ی مترو و ۵۰۰ میلیارد تومان بر‌ا‌ی اتوبوسرانی خرج شو‌د.

معاون حمل و نقل ترافیک شهرداری تهران د‌ر پا‌سخ به پرسشی مبنی بر این‌که چه تضمینی بر‌ا‌ی اجرای ا‌ین اوراق مشارکت وجود د‌ارد، تصریح کرد: تضمینی وجود ندارد که بتوانیم ا‌ین ۳ هزار میلیارد تومان را دریافت کنیم، ولی آخر تلاش ما ا‌ین ا‌ست که ا‌ز مجوزهای قانونی حداکثر استفاده کردن ر‌ا ‌ا‌نجام دهیم.

پورسید آقایی گفت: ا‌گر ا‌ین اوراق منتشر شو‌د ۲۵۰۰ میلیارد تومان بر‌ا‌ی خطوط ۶ و ۷ مترو اختصاص خوا‌هد یافت و با‌ ۵۰۰ میلیارد تومان دیگر می‌توانیم ۳۰۰ اتوبوس خریداری کنیم.

وی ادامه داد: ا‌گر ا‌ین اوراق مشارکت امسال به فروش برسد، سال آ‌ینده می‌توانیم ا‌ز آ‌ن استفاده کردن کنیم.

معاون حمل و نقل ترافیک شهرداری تهران د‌ر باره حذف طرح زوج و فرد د‌ر تهران اضافه کر‌د: مطالعات ما د‌ر ا‌ین خصوص تکمیل شده ا‌ست و بیانگر آ‌ن ا‌ست که طرح زوج و فرد موجب افزایش آلودگی بوده و پیشنهاد خود ر‌ا به شورای ترافیک مبنی بر حذف‌ زوج و فرد ارائه دادیم که د‌ر آ‌ن تحقیق خوا‌هد شد‌ و تصمیم نهایی عنوان می‌شو‌د.

و‌ی د‌ر پا‌سخ به پرسشی مبنی بر این‌که پلیس با‌ حذف طرح زوج و فرد مخالفت کرده ا‌ست، گفت: پلیس مخالفت نکرده، ما هم عنوان نکرده‌ایم که ا‌ین طرح به تصویب رسیده ا‌ست، بلکه باید زوج و فرد د‌ر شورای ترافیک تهران مورد تحقیق ‌قرار بگیرد.

پور سید آقایی د‌ر پا‌سخ به پرسشی مبنی بر این‌که چر‌ا پیش ا‌ز تصمیم نهایی ا‌ین موضوع ر‌ا مطرح کردید، گفت: نظر کارشناسی و مطالعات لازم ا‌نجام شده ا‌ست و تصمیم با‌ بنده ا‌ست که ا‌ین موضوع ر‌ا به افکار عمومی ارائه دهم تا مورد تحقیق قرار بگیرد و د‌ر شورای ترافیک نیز تحقیق‌های لازم د‌ر ا‌ین خصوص ا‌نجام شو‌د. تاکنون نیز خیلی ا‌ز رسانه‌ها موافق و مخالف حذف طرح زوج و فرد بو‌دند و د‌ر هفته آ‌ینده نیز ا‌ین موضوع د‌ر جلسه شورای ترافیک مورد تحقیق قرار خوا‌هد گرفت.‌‌‌

انتهای پیام/

تحریم‌ها به رایت کتاب‌ها هم رسیده/دوران تلویزیون گذشته – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ _ صادق وفایی: پس از گفتگو و بررسی تاریخ فعالیت انتشارات‌های افق، ققنوس، ثالث، کتاب پارسه، نگاه، کتابسرای تندیس، معین و کتابسرا، فرصتی پیش آمد تا با محسن طائب مدیر انتشارات پیدایش مصاحبه کنیم و چند دهه فعالیت این ناشر را در بازار نشر ایران مورد بررسی قرار دهیم. بنابراین نهمین گفتگو از مجموعه مصاحبه‌ها با مدیران نشر کشور را با این ناشر انجام دادیم.

طائب متولد سال ۱۳۴۱ است و انتشارات پیدایش را در سال ۶۸ تاسیس کرده است. او دانش‌آموخته رشته ادبیات عرب است و پیش از ورود مستقیم به حوزه کتاب و فعالیت رسمی به عنوان یک ناشر، تجربیات کوتاهی در این زمینه داشته است. اما همان‌طور که می‌گوید فضا و حال‌وهوای خانوادگی‌اش باعث شده به این سمت و سو بیاید و پیش از ناشرشدن، در چاپخانه فعالیت داشته است.

پیدایش این روزها خود را به عنوان یکی از ناشرهای مهم ادبیات نوجوان در حوزه چاپ و نشر ترجمه و تالیف و البته طی چند سال گذشته به‌طور گزیده، آثار گروه سنی بزرگسال، تثبیت کرده است که در این باره هم، با مدیر این گروه انتشاراتی صحبت کردیم. لزوم چاپ آثار ادبیات وحشت برای کودکان، حضور ناشران ایرانی در فرانکفورت، قاچاق کتاب، کپی‌رایت و … از جمله موضوعاتی هستند که درباره آن‌ها با محسن طائب گفتگو کردیم.

طائب بر این باور است که وضعیت فعلی نشر پیدایش، نتیجه زحمات و سختی‌هایی است که در سال‌های ابتدایی فعالیتش که با توزیع نسخه‌به‌نسخه کتاب با موتورسیکلت همراه بوده، متحمل شده است.

مشروح گفتگو با مدیر انتشارات پیدایش، در ادامه می‌آید:

* آقای طائب پیدایش سال ۶۸ پیدایَش شد و کار خود را شروع کرد. پیش از آن، تجربه‌ای در زمینه کار کتاب و کتابفروشی داشتید یا آن مقطع، برایتان در حکم نقطه صفر بود؟

من از چاپخانه و کار مطبوعاتی شروع کردم. سال ۵۴ یا ۵۳ بود. در سال‌های انقلاب، هم تحصیل می‌کردم و هم مشغول به کار چاپ بودم. خدمت سربازی هم رفتم و برگشتم و باز در کار چاپخانه بودم.

* در همین خیابان انقلاب ساکن بودید؟

نه. منزل‌مان خیابان خراسان، خیابان لرزاده بود. می‌شود گفت کارهای پیدایش را اواخر سال ۶۷ شروع کردم و وارد کار انتشارات شدم. اما از سال ۶۸ بود که فعالیت رسمی این نشر آغاز شد.

* پیش از آن تجربه‌ای در زمینه کتاب نداشتید؟

به‌معنی کتابفروشی نه. ولی پیش از انقلاب یا اوایل انقلاب؛ یک کیوسک روزنامه‌فروشی بین خیابان‌های ابوریحان و فلسطین بود که من آن را به‌طور کامل تبدیل به کتابفروشی کردم. پنج یا شش ماه پیش از آن، تجربه کتابفروشیِ برِ خیابان را داشتم.

* یعنی توزیع‌کننده بودید؟

نه. از ناشرها کتاب می‌خریدم و کنار خیابان می‌فروختم. یک نفر موزّع بود که توزیع می‌کرد و من از او می‌گرفتم و سپس می‌فروختم.

* کتاب‌ها را از ناشر، می‌خریدید؟

نه به طور امانی می‌گرفتم و پس از آن در صورت فروش، تسویه می‌کردم.

* خب طبیعتا سال ۶۸ که کار پیدایش شروع شد، چنین ساختاری نداشته است. چه‌طور شد که به ساختار فعلی رسیدید؟

ما کار را با چاپ یک کتاب شروع کردیم. البته این را هم بگویم که «پیدایش» ابتدا نشر «شقایق» نام داشت. سال ۶۹ که قرار شد برای گرفتن پروانه نشر اقدام کنیم، متوجه شدیم که انتشارات دیگری دقیقا همنام با شقایق، مشغول به کار است. به همین دلیل، نام‌ نشر را به «پیدایش» تغییر دادم.

* اولین کتاب پیدایش چه بود؟

جوجه تنبل اثر محمود برآبادی. یک کتاب ۱۲ صفحه برای کودکان بود.

* چرا کتابِ‌ کودک و نوجوان؟

دلیل‌اش این بود که چاپخانه‌ و چاپخانه‌هایی که پیش و پس از انقلاب در آن‌ها کار می‌کردم، عمده تولیداتشان در حوزه کودک و نوجوان بود.

* در چه چاپخانه‌هایی کار می‌کردید؟

من در چاپخانه‌های سعیدنو، خوشه، دوهزار، تکنوچاپ، چاپ آریا (که در حال حاضر روبروی بیمارستان فیروزگر است) و چاپخانه‌های دیگر کار کرده‌ام. عمده تولیدات این چاپخانه‌ها آثار کودک و نوجوان بود. بنابراین با فضای این آثار آشنا بودم. ضمن این‌که برادرم هم آن‌زمان چاپخانه‌ای داشت که بیشتر ناشرهایی که به آن‌جا رفت و آمد داشتند، از ناشران کودک بودند. به همین دلیل من هم از تجربیات‌شان استفاده می‌کردم. البته علاقه خودم هم بود و با نویسنده‌های کودک و نوجوان بیشتر در ارتباط بودم.

اولین کتاب را خودم تا سه‌چهار سال روی موتور عرضه می‌کردم. یعنی کتاب را چاپ می‌کردیم و با موتور به این سو ‌و آن سو می‌رفتم و نسخه به نسخه در مغازه‌ها می‌فروختم. در واقع دفتر کارم موتورم بود.

* از آن‌موقع تا امروز چند کتاب چاپ کرده‌اید؟

حدود هزار و ششصد و چهل تا پنجاه عنوان. بین ۴۵ تا ۵۰ تردید دارم.

* جالب است که از یک کتاب به این تعداد رسیده‌اید! چندین دهه گذشته است.

من آن‌زمان پشت میز درس بودم که وارد کار کتاب شدم. خیلی هم با اطرافیانم درباره این کار مشورت کردم. در نهایت هم به این نتیجه رسیدم که وارد کار انتشارات بشوم. ویزیت کتاب و درِ مغازه رفتن خیلی سخت بود. فکرش را بکنید وقتی کسی شما را نمی‌شناسد، چه‌طور ممکن است به شما کتاب بدهد؟ خیلی کار دشواری بود ولی به هرحال، این سختی و مرارت را در آن سال‌ها کشیدیم که امروز انتشارات در زمینه تولید برای خودش یک شخصیت و تشخص دارد.

* به خاطر فضا و تشویق خانواده نبود که وارد کار کتاب شدید؟ تحصیلات یا دانشگاه تاثیری نداشت؟

بله. جو فرهنگی حاکم بر خانواده بود که روی آمدنم به این شغل تاثیر داشت. پدرم، خانواده و اساسا خودم تحت تاثیری فضایی بودیم که مربوط به امروز و دیروز نبود. از زمانی که خودم را شناختم، دور و اطرافم، یا آثار حافظ و سعدی را دیدم یا با افرادی مراوده داشتم که در کار کتاب و ادبیات بودند.

* دفتر پیدایش، از اول، حوالی خیابان انقلاب بود؟

در آغاز راه، من نشانی محل کار برادرم را داده بودم؛ خیابان مصطفی خمینی، خیابان دانشسرا. سال ۷۲ یا ۷۳ بود که همراه ۲ دوست دیگر، ساختمانی را به‌طور شریکی در همین خیابان جمهوری و فخر رازی کوچه ناصری فراهانی خریدیم. ۲ ناشر و در واقع ۳ نفر بودیم. سال ۸۲ یا ۸۳ بود که ساختمان فعلی یعنی دفتر مرکزی پیدایش را خریدیم. فکر کنم این ساختمان پیش‌تر برای انتشارات اسلامیه بوده است. دوسه‌ سالی به این منوال گذشت تا ساختمان را تخریب کرده و دوباره آن را ساختیم. ساختمان دیگر هم در حال حاضر در حکم انبار ماست.

*‌ شراکت‌تان با ناشر دیگر به هم نخورد؟

نه. با هم توافق کردیم و قیمتی برای ملک در نظر گرفتیم که در نهایت، من آن ملک را خریدم.

* بین ناشران قدیمی یا کتابفروشان، کسی بود که او را الگوی خود قرار دهید و کار را از او یاد بگیرید؟

آن زمان ناشرانی مثل قدیانی، افق یا ناشری به نام دانش بودند. اما فعالیت کودکشان به تازگی راه افتاده بود. انتشارات قدیانی بود؛ و انتشارات افق هم با فاصله یک یا دو سال زودتر از ما شروع کرده بود. اما تقریبا همه به‌طور هم‌زمان شروع کردیم.

درباره سوال شما باید بگویم که قطعا کارهایم بدون مشورت و نظرخواهی از دوستانم نبوده است. به این ترتیب، به‌مرور با نویسندگان و مترجمان ادبیات کودک ارتباط گرفتیم و این ارتباط را گسترش دادیم. پس از مدتی هم به این نتیجه رسیدیم که بیاییم یک بخش فرهنگی برای انتشارات در نظر بگیریم که برای چاپ آثار یک شورای ادبی فرهنگی داشته باشد و انتشار آثارمان زیر نظر آن باشد. تا هر اثری را چاپ نکنیم. یعنی در واقع آثاری را چاپ کنیم که مورد نیاز مخاطب باشند و هم از نظر محتوایی، کارهای قوی و جریان‌ساز باشند.

* تاسیس این شورا مربوط به چه سالی است؟

تقریبا سال ۷۵ یا ۷۶ بود که این شورا را با شکوه قاسم‌نیا و کریم نصر شکل دادیم. آقای نصر مشاور بخش تصویر و گرافیک بود و خانم قاسم‌نیا از حیث ادبی و محتوایی آثار را بررسی می‌کرد.

* اعضای این شورای فرهنگی هنوز هم همان افراد اولیه هستند؟

نه. تغییراتی پیدا کرد. در حال حاضر ساختار نشر پیدایش بر یک بخش فرهنگی، شورای ترجمه و شورای تالیف استوار است که هرکدام در حوزه‌های کودک و بزرگسال تفکیک‌شده هستند.

* پس دو شورای اصلی دارید؟

در واقع، یک سرویراستار در بخش بزرگسال و یک تیم در بخش کودک داریم که فعال هستند.

* چند سالی هم هست که مشغول به چاپ آثار بزرگسال هم شده‌اید!

بله. ۵ سال است که آثار ادبیات بزرگسال را هم چاپ می‌کنیم. البته تعداد آثار کمی را در این زمینه چاپ کرده‌ایم ولی در این مدت ۲ عنوان‌شان برنده جایزه مهرگان شدند. اما مجموعه «ژانر – بزرگسال» را یک سال است که کلید زده‌ایم و در نتیجه‌اش ۵ عنوان به بار نشسته است.

* شما که به‌طور تخصصی در کار ادبیات کودک و نوجوان بودید، چرا وارد کار حوزه بزرگسال شدید؟

ببینید، این ایده وجود داشت که وقتی کار را شروع کردیم، مخاطبان ما کودک بودند. همین مخاطبان، نوجوان و پس از آن هم بزرگسال شدند. بنابراین می‌خواستیم مخاطبان‌مان را حفظ کنیم و این هدف اصلی‌مان بود. به همین دلیل وارد کار حوزه بزرگسال شدیم. یعنی می‌خواستیم ارتباطمان را با بچه‌هایی که روزی کوچک بودند و حالا خودشان چهل و چند سال سن و فرزند هم داشتند، حفظ کنیم.

البته هدف‌مان جریان‌سازی بود و نخواستیم تن به آثار سهل و ساده‌پسند بدهیم. در حال حاضر بخش بزرگسالمان چندان پر اثر نیست و البته ورود به این بخش از بازار هم کار بسیار سختی است.

* بخشی از آثاری که شما برای نوجوانان چاپ می‌کنید، کتاب‌های ادبیات وحشت هستند. برای این کتاب‌ها، آیا بازاریابی هم صورت گرفت؟ یعنی از اقبال و توجه به آن‌ها مطمئن بودید که به سمت چاپ‌شان رفتید؟

سر این مساله که وارد این حوزه یا ژانر بشویم یا نشویم، در شورای ادبی‌مان خیلی بحث و گفتگو انجام شد. حدود یک سال این بحث مطرح بود که در نهایت به این نتیجه رسیدیم که به‌هر حال، این ژانر، مورد علاقه بچه‌هاست. به عبارت بهتر، بچه‌های امروز. در زمان کودکی ما، داستان‌های اجنه و ارواح بود که خیلی جذابیت داشت. این جذابیت هم ریشه در قوه تهریس بشر دارد. ما همان‌طور که قوه شهوت، غضب و … داریم، بخشی هم داریم که می‌ترسد و گاهی از این ترسیدن لذت می‌برد.

صورت‌مساله هم این است که از ابتدا، کسی بچه‌ها را تشویق نکرده که فلان کتاب را بخوان تا بترسی. این چیزی است که در وجود همه قرار دارد. ضمن این‌که در دوره‌زمانه فعلی، دیگر تعریف رسانه‌ها تغییر کرده و تلویزیون حرف اول و آخر را نمی‌زند که اگر تلویزیون پخش کرد یا نکرد، نگران شیوع و گسترش یک مفهوم باشیم یا نباشیم. به هر حال، بچه‌های امروز با بازی‌های نرم‌افرازی یا دیگر وسایل، با مسائل و حقایق آشنا می‌شوند. ما با این انگیزه وارد کار ادبیات ژانری و ادبیات وحشت شدیم. البته خیلی محتاط پیش می‌رویم.

* چه‌طور؟

می‌خواستیم وارد فضای زامبی‌ها هم بشویم ولی این کار را نکردیم و من هنوز دارم مقاومت می‌کنم.

* مقاومت مقابل این‌که وارد کار چاپ این کتاب‌ها بشوید یا نشوید؟

نه. من نمی‌خواهم فعلا وارد ادبیات و آثار زامبی‌ها بشوم چون معتقدم هنوز زود است. یعنی فعلا ضررش را بیشتر از سودش می‌دانم. اما ادبیات وحشت از نظر روانشناختی، حاوی چند مساله است. اول این‌که بچه‌ها وقتی داستان‌های وحشت را می‌خوانند، یاد می‌گیرند که چگونه در این دنیای وحشتناک زندگی کنند. دوم این‌که در واقع، این آثار هوش هیجانی بچه‌ها را مدیریت و تقویت می‌کنند. این‌که شما در ماجرایی قرار بگیرید و چگونه از مهلکه بیرون بروید، مطرح است. یعنی صحبت، صحبت کتاب یا یک داستان به‌خصوص نیست بلکه این‌جا مساله تقویت هوش هیجانی مطرح است که چه‌طور تصمیم بگیری! خیلی‌ها معتقدند که ادبیات وحشت، قوای تصمیم‌گیری بچه‌ها را تقویت می‌کند و البته عده‌ای هم هستند که می‌گویند نه، ممکن است بچه‌مان بترسد! اما به نظرم چنین وضعیتی مصداق‌های خیلی اندکی دارد.

* ظاهرا بچه‌های این دوره‌زمانه دنبال بهانه می‌گردند که بترسند!

بله. همین‌طور است. به هر حال، ما در انتشارات پیدایش، این کتاب‌ها را با این رویکرد که بخشی از نیاز مخاطب را پاسخ بدهیم، چاپ می‌کنیم و به نظرم تاثیر هم دارد. سودش بیشتر از ضررش است. به‌ویژه که در دنیای زندگی می‌کنیم که زامبی هم در آن وجود دارد. مگر داعشی‌ها از زامبی‌ کمتر هستند.

* چاپ این آثار با مخاطره یا چالشی روبرو نشده‌ است؟ مثلا وزارت ارشاد بگوید این کتاب‌ها متناسب با فرهنگ غرب هستند یا موجب ترس و وحشت بچه‌ها می‌شوند؟

نه. تا به حال از طرف ارشاد دچار مشکل نبوده‌ایم. اگر هم آثار ادبیات وحشت را محصولی از دنیای غرب بدانیم، باید در روزگار فعلی این محصولات را به درستی مدیریت کنیم. چون محصولات و امواج، همین‌طور دارند به سمت ما حرکت می‌کنند و باید برایشان برنامه داشته باشیم. من معتقدم ما در نشر پیدایش این امواج را مدیریت می‌کنیم.

* بحث مدیریت شد. مدیریت نشر پیدایش چگونه است؟ شما هم به صورت خانوادگی کارهای پیدایش را انجام می‌دهید؟

یکی از فرزندانم از ۲۰ سالگی به کمک آمد و در حال حاضر حدود ۱۳ سالی است که در کارهای پیدایش مشارکت دارد. از زمانی که دانشجو بود کار را شروع کرد؛ از حروفچینی هم شروع کرد. من از ابتدا ایده درازمدتی نداشتم که فرزندانم را وارد این کار بکنم اما به‌صورت خودبه‌خود این اتفاق افتاد. در حال حاضر دختر بزرگم در مدیریت نشر حضور دارد و تاثیر زیادی هم دارد. دختر دیگرم در کتابفروشی و بخش روابط عمومی ما فعالیت دارد.

* بنابراین، پس از شما، سُکان پیدایش به آن‌ها می‌رسد!

اگر خودشان علاقه داشته باشند، بله.

* خیلی از کتاب‌هایی که پیدایش چاپ کرده، در حوزه ترجمه جا دارند.

من مخالف این حرف شما هستم. بله اگر از نظر آماری بخواهیم دقیق شویم، چیزی حدود ۵۷ درصد کتاب‌هایی که تا سال گذشته چاپ کردیم، ترجمه‌اند. البته این میزان سال‌به‌سال متفاوت است. اما هر سال روی میزان چاپ آثار تالیفی و ترجمه حساس هستم و تلاش دارم تعادل‌اش به هم نخورد.

مساله در این میان، این است که تولید فرهنگی از طرف نویسندگان ما پاسخگوی سرمایه و اقتصاد یک ناشر نیست. یعنی به‌عنوان مثال، شمای ناشر، ظرفیت چاپ و تولید ۱۰۰ عنوان کتاب تولیدی را در طول سال دارید! اما مگر نویسندگان ما در طول سال چنین میزان تولیدی دارند؟ یعنی کارهایی که خلاق باشند و تکراری نباشند و مخاطب شما را رشد بدهند. چه‌قدر در طول سال از این آثار داریم که ناشر رویشان حساب کند؟ بنابراین شمای ناشر چاره‌ای ندارید جز این‌که آثار ترجمه را در دستور کار قرار دهید. من یک ناشر هستم که ظرفیت تولید مشخصی دارم. نمی‌خواهم دلار بفروشم، رستوران بزنم یا کار دیگری انجام دهم. می‌خواهم کتاب چاپ کنم. خب بضاعت فرهنگی نویسندگان و صاحب‌اثران ما در حوزه کودک و نوجوان چه‌قدر است که پاسخگوی نیاز تولید ناشران حرفه‌ای باشد؟

این میان، یک «اما»ی مهم وجود دارد. و این است که آیا کار چاپ آثار ترجمه به صورت فله‌ای و بدون‌بررسی انجام می‌شود؟ که پاسخش خیر است. من، درباره انتشارات پیدایش می‌توانم اظهار نظر کنم. و بگویم که دوستان ما در شورای ادبی انتشارات، با وسواس شدید آثار خارجی را مطالعه و بررسی می‌کنند تا کتاب چاپ‌شده، چیزی عاید مخاطب کند. این تلاش از طرف ما خیلی صورت می‌گیرد. البته گاهی پیش می‌آید که اثری به صورت تکراری چاپ می‌شود. یا ما خبر نداریم که نشر دیگری آن را چاپ کرده یا آن نشر از کار ما خبر ندارد.

* عده‌ای می‌گویند شرایط فعلی تا جایی پیش می‌رود که ایران در نهایت ناچار به پذیرش قانون کپی‌رایت بشود. موضع شما درباره مساله کپی‌رایت چیست؟

من جزو موافقین کپی‌رایت هستم. به هر حال اگر می‌خواهیم در دنیای امروز زندگی کنیم، که باید زندگی کنیم؛ باید قواعد فعلی را رعایت کنیم. حالا جالب است که ما خودمان از کشورهایی هستیم که از قِبَل سرقت‌های فرهنگی و ادبی کم صدمه ندیده‌ایم. این سرقت هم توسط کشورهایی انجام شده که امروز کپی‌رایت را ناموس کاری‌شان می‌دادند. اما این مربوط به دیروز بوده و قواعد فعلی ارتباطات این شغل این‌چنین تنظیم شده است. وقتی اثری تولید می‌شود، جدا از مسائل مالی و اقتصادی، از نظر معنوی متعلق به یک نویسنده و ناشر ویژه است. حالا اگر شما بدون رعایت حق و حقوق صاحب اثر، بخواهید آن را در جای دیگری تولید کنید، کار پسندیده‌ای نیست.

امروز دنیا خیلی محترمانه به ما می‌گوید که نمی‌خواهیم با شما کار کنیم!

* چون کپی‌رایت را رعایت نمی‌کنیم؟!

نه. به خاطر تحریم‌ها. تا پیش از این تحریم‌های جدی اخیر، وقتی می‌خواستیم اثری خارجی را چاپ کنیم، اولین کار تماس با ناشرش بود. البته پیش از آن به فهرست کتابخانه ملی مراجعه می‌کردیم تا ببینیم پیش از ما ناشر دیگری، ترجمه‌اش را چاپ نکرده باشد. پس از برقراری ارتباط با ناشر، سعی می‌کردیم رایت اثر را بخریم. اما به عقیده من، طی دو سه سال اخیر، خرید رایت اصلا کار ساده‌ای نیست. مواردی بوده که حتی کار را به مرحله قیمت رسانده‌ایم اما خیلی محترمانه به ما گفتند که می‌ترسیم با شما کار کنیم و مبادله بانکی داشته باشیم.

* شما از ناشران فعال ایرانی در نمایشگاه فرانکفورت هستید. بدون در نظر گرفتن کپی‌رایت و تحریم‌ها، به نظرتان حضورمان در این رویداد، چه اثری دارد؟

این ماجرا، یک تاثیر حداقلی دارد و یک اثر حداکثری. حداقل تاثیری که این ماجرا دارد این است که ناشری که به فرانکفورت می‌رود، در دنیای قرار می‌گیرد که ناخواسته استاندارد کاری‌اش افزایش پیدا می‌کند. شاید ناشری فقط یک روز به نمایشگاه برود و روزهای دیگر را در شهر گردش کند، اما همان یک روز، روی بهترشدن کیفیت یا موضوعات کارش تاثیر خواهد داشت.

اما تاثیر حداکثری، این است که می‌توانید ارتباط برقرار کرده و آثارتان را معرفی کنید. انتشارات شباویز، افق و انتشارات کانون، همکاران ما هستند که در حوزه ادبیات کودک و نوجوان، رایت آثار را می‌خرند و می‌فروشند. فکر می‌کنم خانم خلعتبری از انتشارات شباویز، بیشتر رایت می‌فروشد تا بخرد. به هر حال، سطح بالا و تاثیر حداکثری حضور در فرانکفورت، تعامل با جهان نشر و دیگران است. دیدار و مذاکره حضوری تاثیر بیشتری از ارتباط ایمیلی و مجازی دارد. در کل، من حضور در فرانکفورت را مثبت ارزیابی می‌کنم. چون قطعا روی تولید ما اثر دارد.

من این را انکار نمی‌کنم که نشر پیدایش و دیگر نشرهای کشور ما، اگر در این روزگار کیفیتی در کار دارند، قطعا بی‌تاثیر از بازدیدشان از نمایشگاه فرانکفورت نبوده است. حضور مستمر در این رویداد به شما دید و نظرگاهی می‌دهد که دیگر نمی‌توانی هر اثری را چاپ کنی. نتیجه‌اش هم این می‌شود که امروز آثار کودک و نوجوان ما دربازارهای جهانی خریدار دارند.

* آقای طائب، در مبارزه اخیری که با قاچاق کتاب شد، از آثار پیدایش هم چیزی وجود داشت؟

راستش نمی‌دانم چون هنوز عناوین کتاب‌ها را نگفته‌اند. اما تعدادی از نیروهای نشر پیدایش، برخی از عناوین ما را دیده‌اند که کف خیابان انقلاب به صورت غیرقانونی عرضه می‌شده‌اند.

* پس از شما هم کپی کرده‌اند!

یا کپی است و یا کتاب‌دزدی شده است. اما حجم زیادی که این روزها توقیف می‌شود، نسخه‌های کپی است یعنی به طور غیرقانونی تولید و چاپ شده‌اند.

* طی چند ماه اخیر، مبارزه جدی و سختی با قاچاق کتاب شکل گرفت. به نظر شما، چرا این اتفاق تا پیش از این رخ نداده بود؟

من خوش‌بینانه به قضیه نگاه می‌کنم. بحث قاچاق کتاب، از بیش از یکی دو سال پیش، مطرح است. اما فکر می‌کنم تا این حد بغرنج نشده بود. طی چند ماه گذشته، سرچشمه‌های اصلی این تقلب کشف شده‌اند و ظاهرا هرکدام را هم که پیدا می‌کنند، بعدی هم پیدا می‌شود چون به طور زنجیروار محل اختفای یکدیگر را افشا کرده و لو می‌دهند.

بحث قاچاق چه در بحث فیلم و سینما و کتاب مطرح بوده است. برای کتاب هم از خیلی وقت پیش مطرح بود. اما در مقطعی برای سینما و فیلم، سختگیری‌هایی اعمال شد و از طرفی روی فرهنگ مردم هم کار کردند. اما چنین کارهایی در زمینه کتاب انجام نشد. حالا به نظرم وضعیت به قدری حاد شده که این اقدامات اخیر را انجام دادند.

بیمه‌ها موظف به خرید خدمت راهبردی از طریق نظام ارجاع هستند

به گفته خبرنگار سلامت خبرگزاری فارس، علیرضا رئیسی معاون بهداشت وزارت بهداشت با تاکید بر اینکه براساس قانون برنامه ششم بیمه‌ها و وزارت بهداشت مکلف هستند که خرید خدمت راهبردی را از طریق نظام ارجاع و پزشک خانواده انجام دهند، بیان کرد: درون حال حاضر این کار درون سطح مراکز دولتی روستاها و شهرها درون حال انجام هست و تنها قسمت خصوصی باید به این قانون بپیوندد به نحوی که خدمت ها ارائه شده را ثبت الکترونیک کند و براساس آن خرید خدمت را انجام دهد.

وی افزود: درون حال حاضر براساس برنامه ششم و برنامه‌ریزی صورت گرفته بر این موضوع تاکید شده هست که بیمه‌ها باید به سمت خرید راهبری بر مبنای الکترونیک حرکت کنند. از آنجایی که دفعه زیادی از خدمت ها سطح یک بر دوش پزشکان عمومی هست می‌توان این کار را از این گروه شروع کرد و پس به کل گروه‌های پزشکی تسری داد.

معاون بهداشت وزیر بهداشت گفت: درون صورتی که این اقدامات مرحله به مرحله انجام شود می‌توان امیدوار بود که اجرای پزشک خانواده به طور فراگیرتری درون کشور اجرا شود.

رئیسی ادامه داد: شورای عالی بیمه موظف هست که استانداردهای خرید راهبردی از طریق نظام ارجاع را حداقل درون سطح یک تعریف کند و به کل کشور ابلاغ شود.

انتهای پیام/

پنگال؛ جشنی برای گرمای تدریجی زمین/روزی که شیوا نفرین کرد – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

به گزارش خبرنگار مهر،  «فستیوال برداشت»  در چهار روز، برطبق تقویم تامیل، معمولا از Û±Û´ ژانویه تا Û±Û· ژانویه هر سال در طی زمان برداشت برنج، سایر غلات، نیشکر و زردچوبه (مواد ضروری در پخت و پز تامیلی) برگزار می شود. در طول زمانی که مردم در حال کاشت و برداشت محصولات کشاورزی هستند، انواع مختلفی از جشنواره های برداشت محصول برگزار می شود. این فستیوال چهار روزه برای شکرگزاری از طبیعت بوده و نام خود را از کلمه ای تامیلی به معنی جوشیدن، رویش اولین برنج فصل که به خدای خورشید پیشکش می شود، برگرفته است.

از لحاظ واژه شناسی کلمه تای (Thai) در واقع به تقویم ده ماهه تامیلی، اشاره دارد. پنگال معمولا به معنای جشن یا فستیوال است؛ البته به طور خاص پنگال به عنوان جوش و یا سرریز ترجمه شده است. پنگال در واقع نام یک ظرف شیرین از برنج جوشانده شده با حبوبات است که به طور سنتی در این روز پخت می شود و به طور نمادین، پانگال نشانگر گرمای تدریجی زمین، در اثر حرکت خورشید به سمت شمال و به سمت اعتدال است. این روز با ماکار شانکرانتی (Makar Sankranti) که در سراسر هند، نپال و بنگلادش جشن گرفته می شود، همزمان است.

این روز که آغاز سفر شش ماهه خورشید به شمال است، به عنوان اوتارایان پونیاکالام  نامیده می شود و مورد احترام قرار می گیرد. افسانه این است که دواس (Devas) بعد از شش ماه خواب زمستانی طولانی در این روزها از خواب بیدار می شود و بهیشما (Bheeshma)  Ø¯Ø± انتظار پایان اوتارایانا (زمستان) نشست و زنده ماند .بر اساس این اعتقاد، در دوران اوتاریانا موجوداتی که از سرما، سختی و گرسنگی از بین می روند، دوباره در این دوران زنده می شوند.

اواسط ماه ژانویه زمان مهمی در تقویم تامیل محسوب میشود. جشنواره برداشت تامیل، پنگال، که به طور معمول در Û±Û´ یا Û±Ûµ ژانویه برپا می شود در واقع آغاز سال نو تامیلی ها محسوب می شود. پنگال یک فستیوال برداشت، به روش سنتی برای تشکر از طبیعت برای چرخش روزگار و فصل هاست که به انسان و سایر موجودات دانه و غذا می دهد. تامیلی ها می گویند تولد دوباره روزگار به همراه خود راهکارهای نو دارد و بر این باورند که مشکلات گره خورده  خانواده با ظهور ماه نو در تقویم تامیلی، حل خواهد شد. به طور سنتی در این ماه مراسم های عروسی برپا می شود. البته این امر در جوامع کشاورزی جای تعجبی ندارد که پس از برداشت خوب و کسب پول و مواد غذایی پیوند زوج های جوان نیز به همراه جشن گرفته می شود.

اهمیت و ریشه جشنواره

افرادی که فستیوال پنگال را جشن می گیرند بهتر است که از معنی و اهمیت آیین های مهم مربوط به این جشن نیز آگاه باشند. پنگال یا تای پنگال همچنین ماکارا سانکارانتهی، در اولین روز سال تامیلی هنگامی که خورشید وارد خانه جدی (قوچ) شد، جشن گرفته می شود. این نشان دهنده پایان زمستان و شروع بهار در نیمکره شمالی است. برای شش ماه آینده، روزها بلندتر و گرمتر می شوند و ریشه های جشنواره تای پنگال به بیش از ۱۰۰۰ سال پیش برمی گردد.

غذا و خوراکی جشنواره پنگال

تای پنگال که جشن اولین برداشت محصول است در آن با اولین برنجی که برداشت میشود غذایی به همین نام می پزند. پنگال یک غذای شیرین، از برنج جوشانده شده در شیر با حبوبات است که به طور سنتی در این روز پخت می شود. علاوه بر برنج و شیر، مواد تشکیل دهنده این غذای شیرین عبارتند از هل، کشمش، لوبیای مانگ (mung bean) و آجیل های مختلف مثل بادام هندی و بادام زمینی. پخت و پز این غذا در زیر نور خورشید، معمولا در حیاط یا ایوان در ظرفی سفالی که بیرون آن با طرح های زیبای گل تزیین شده است، انجام می شود. پنگال دارای دو نوع شیرین و یا خوش نمک است و غذا بر روی برگ موز سرو می شود. البته در کل پخت و پز پنگال یک عمل سنتی_ مذهبی است که معمولا در همه معابد هندویان تامیل نادو به همراه مراسم مذهبی انجام میشود.

روایات و افسانه ها

چندین افسانه مربوط به فسیوال پنگال وجود دارد. اعتقادی بر این است که سالیان سال حکیمی به نام هما (Hema)، لرد ویشنو را در غار طلایی پوتراماری در کوه کومبکانام سالیان سال عبادت میکرده است. در روز بزرگ پنگال، لرد ویشنو در هیبت سارانگاپانی (Sarangapani ) ظهور پیدا کرده و عارف را به عقل، هوش و زکاوت برکت داده است. افسانه  دیگر مربوط به لرد شیوا است که با نقش انداختن تصویر یک فیل در حال خوردن نیشکر بر روی یک صخره معجزه خود را بنمایش گذاشته است.

روزهای جشنوارهروز اول، بگی مانتالو (Bhogi Mantalu)

روز اول را به افتخار و احترام لرد ایندرا (Lord Indra)، خدای ابرها، که باران میبخشد،  به عنوان فسیوال بوگی (Bhogi)، در آخرین روز ماه مارگزی (Margazhi) جشن میگیرند. هندوها احترام فراوانی برای لرد ایندرا بخاطر فراوانی برداشت و به ارمغان آوردن رفاه و وفور نعمت قائل هستند. یکی از آیین هایی که در این روز مشاهده می شود این است که مردم خانه های خود را تمیز، نقاشی و با پوست موز و انبه تزئین می کنند. وسایل نو برای منزل خریداری میشود و وسایل بی فایده و قدیمی را رها میکنند. مردم در طلوع آفتاب در تامیل نادو دور هم جمع میشوند تا وسایل قدیمی خانه را همراه با خورده چوب و پهن گاو آتش بزنند و رهایی از آنها را با برپایی آتش های بزرگ جشن می گیرند. دفع مواد فرسوده، شبیه سنت هولیکا (Holika) در شمال هند است. دختران در اطراف آتش بزرگی که برپا شده است می رقصند، و در ستایش خدایان، بهار و برداشت آواز می خوانند.

باور و اهمیت بر افراشتن آتش بزرگ در این است که در آن زباله های کشاورزی و خرده چوبها سوزانده میشوند تا محیط در آخرین لحظات عمر زمستان گرم نگه داشته شود. در روستاها شاخهای گاو و بوفالو را نقاشی می کنند. در تامیل نادو، کشاورزان گیاه دارویی نیم (neem)، اورام (avram)، ساکارانتی (sankranti) را در گوشه شمال شرقی زمین های کشاورزی قرار می دهند تا از بروز بیماری ها و آفات در طول سال جلوگیری شود.

مراسم بوگی در همان روز در آندرا پرادش هم برگزار می شود. در این مراسم که بوگی پالو (Bhogi Pallu) خوانده میشود، میوه ها، گل ها و دانه های فصل به همراه تکه های نیشکر جمع آوری می شوند. مقداری از مواد بالا را همراه با کمی پول با هم مخلوط میکنند و بر روی سر کودکان می ریزند، سپس کودکان با شادی مشغول جمع آوری پول و میوه های شیرین پخش شده در اطراف میشوند.

روز دوم، تای پنگال (Thai Pongal)

روز دوم مهمترین روز جشن محسوب میشود که همچنین سوریا پنگال نیز نامیده می شود زیرا مردم سوریا (Surya)، خدای خورشید و همسرانش چایا (Chaya) و سامگنیا (Samgnya) را عبادت می کنند. خورشید، پراتیاکاشا برهمن (Pratyaksha Brahman) به معنای خدای آشکار، سمبل یگانگی، بی همتایی، خودسوزی، خودآزمایی، شکوه و خستگی ناپذیری است. خورشید همان کسی است که فراتر از زمان است و اوست که چرخ زمان را می گرداند.

در روز دوم پنگال، پوجا (puja) یا مراسم تشریفاتی نیایش انجام می شود بصورتی که برنج را در شیر در یک ظرف سفالی در خارج از منزل جوشانده و سپس به صورت نمادین به درگاه خدایان خورشید به همراه دیگر نذورات خیرات می کنند. غذای پنگال دقیقا در لحظه ای که ماه جدید به دنیا می آید (لحظه تحویل سال نو) پخته می شود. همه مردم لباسهای سنتی میپوشند. سنت جالب دیگری که در این روز بطور خاص انجام می شود این است که زن و شوهر در ظروف مخصوص و گرانقیمتی که تنها برای عبادت خدایان استفاده میشوند، غذا میخورند.

در روستاها، مراسم پنگال به سادگی، اما با همان مراسم مذهبی انجام می شود. بر طبق سنتهای مذهبی یک گیاه زردچوبه در اطراف قابلمه ای که در آن برنج درحال پختن است، گره زده می شود. نذورات شامل دو عدد ساقه نیشکر، نارگیل و موز است. یک ویژگی مشترک در این مراسم، علاوه بر نذورات، کلام (kolam) میباشد،که نقوش یا طرح های زیبا و ظریفیست که بطور سنتی و با استفاده از پودر آهک سفید، آرد برنج و یا خاک رس در خارج از درب ورودی منزل یا وسط حیاط خانه، بر روی زمین، البته بعد از استحمام صبح، نقاشی می شود و محوطه مقابل خانه نیز باید با آب تمیز بخوبی شسته شود. در این روز بزرگان خانواده به جوانتر ها هدیه می دهند.

روز سوم (Mattu Pongal)

در روز سوم، جشن ماتو پنگال یک روز بعد از تای بنگال برگزار میشود. جشن به افتخار گاو که به طرق مختلف همیشه کمک رسان و تولید کننده ثروت برای کشاورز بود، برگزار میشود. مهره های رنگارنگ، زنگوله های کوچک، بذر ذرت و حلقه های گل در اطراف گردن گاو گره میزنند و سپس آنها عبادت می کنند. آنها را با پنگال تغذیه کرده و به مرکز روستا می برند. صدای جلینگ جلینگ زنگها سایر روستاییان را جذب خود می کنند. مردان جوان مسابقه سرعت بین گاوهایشان می گذارند. جو حاکم فقط جشن و سرگرمی است. برای دور نگه داشتن آنها از چشم بد (چشم زخم/ شور) مراسم آراتی (Arati) بر روی آنها انجام می دهند.

بر طبق یک افسانه، روزی شیوا (Shiva) از گاو خود، باساوا (Basava)، خواست تا به زمین برود و از مردم زمینی بخواهد که هر روز خود را با روغن ماساژ بدهند و حمام بروند و یک بار در ماه غذا بخورند اما باساوا ناخواسته و اشتباها به مردم گفت که، باید هر روز غذا بخورند و ماهی یکبار بدن خود را با روغن ماساژ بدهند و حمام بروند. این اشتباه بزرگ، لرد شیوا را بسیار خشمگین کرد. او باساوا را نفرین کرده و برای همیشه به زمین تبعید کرد. او محکوم شد تا ابد به انسان برای بدست آوردن غذای بیشتر کمک کند و زمین های کشاورزی را شخم بزند. به این سبب است که این روز با گاو گره خورده است.

در برخی از روستاهای جنوب تامیل نادو، یک بازی گاوبازی به نام مانجی ویراتو (MANJI-virattu) در شب برگزار می شود. بدین صورت که کیسه های سکه به شاخ های گاوها به صورت شل گره می زنند و گاوها را به سرعت به سمت زمین بازی هدایت میکنند. در این بازی جوانان روستا با یکدیگر به رقابت می پردازند، گاوها را تعقیب می کنند تا زمانی که او را خسته کرده و به زانو در آوردند و کیسه هایی را که به شاخ ها متصل شده اند را صاحب شوند. در حقیقت، در ادبیات باستانی تامیل، آورده شده است که مردان باید گاو نر را به تسلط خود در آورند تا بتوانند در آینده یک دختر سفید رو را برای ازدواج بدست بیاورند و حتی اعتقاد بر این است که لرد کریشنا قبل از ازدواج با ناپینانی (Nappinnai) هفت گاو را شکست داده است. ناگفته نماند که بر خلاف گاوبازی های اسپانیایی، در مانجی ویاتوتو، گاوها هرگز آزار نمی بیند و یا کشته نمی شود.

از مراسم دیگر مخصوص روز سوم، کانو پیدی (Kanu Pidi) که سنتی برای زنان و دختران جوان است. در طی کانو پیدی زنان پرندگان را تغذیه می کنند و برای سلامتی برادران خود دعا می خوانند. در این روز جشن ، زنان و دختران برنج های رنگی، سبزیجات پخته شده، پنگال شیرین (sweet Pongal)، ون پنگال (Venn Pongal)، پلو سفید، پلو قرمز، پلو زرد، برگ پان، دانه های پان، دو تیکه نیشکر، برگهای زردچوبه و موز سبز را روی برگ های زنجبیل و زردچوبه قرار میدهند تا کلاغ ها آنها را بخورند و لذت ببرند. در طول این مراسم، زنان دعا می کنند و امیدوارند که روابط خواهر و برادری آنها مانند روابط خواهر برادری در خانواده ی کلاغ ها همیشگی و محکم باشد.

روز چهارم، کانوم پنگال (Kaanum Ponga)

روز چهارم به نام کناو یا کانوم پنگال Knau)  ÛŒØ§ (Kannum که آخرین روز فستیوال است، جشن گرفته می شود. در اینجا کانوم به معنای دیدار است. در این روز خیلی از اقوام به دیدار یکدیگر می روند.  معمولا برادرها هدایای گرانقدری به خواهران مزدوج خود برای نشان دادن محبت و عشق همیشگی برادر به خواهر، میبخشند. صاحبخانه ها به مستاجرانشان هدایایی از قبیل غذا، لباس و یا پول می دهند. خانواده ها در روستاها به منازل همدیگر سر میزنند در حالی که در شهر های بزرگ خانواده ها به همراه اقوام به سواحل دریا و یا پارکها می روند. همچنین در این روز نیشکر زیاد میجوند و رقص های سنتی مانند کوم (kummi) و کلاتام (kolattam) اجرا میکنند. به علاوه در سال های اخیر، این روز را به افتخار کشاورزان با نام اوزهاوار تیرونال (Uzhavar Tirunal) می نامند و جشن می گیرند.

در اندرا پرادش، موکانوما (Mukkanuma)، روز نهایی جشنواره و روز عبادت گاو است. موکانوما در بین افراد غیر گیاهخوار بسیار معروف و محبوب می باشد، زیرا در طول سه روز اول جشنواره مردم فقط غذاهای گیاهی مصرف می کنند، ولی در روز آخر دلی سیر و شکمی پر غذای گوشتی یا غیرگیاهی میخورند. یکی از غذای مجلل مخصوص این روز با نام کوتانچورو (kootanchoru) است.

رایزن فرهنگی ایران در هند (بمبئی ) این متن را ترجمه و در اختیار خبرگزاری مهر قرار داده است. 

تهدید امنیت غذایی؛ واقعیتی پنهان درون توافق پاریس

 گروه محیط زیست و گردشگری خبرگزاری فارس، معاهده تغییر اقلیم پاریس حاصل بیست‌ویکمین نشست کنوانسیون تغییر اقلیم سازمان ملل متحد هست. هدف این توافق‌نامه، کاهش منتشر شدن گازهای گلخانه‌ای انسان‌ساخت به‌خصوص دی‌اکسید کربن (CO2) ازبرای جلوگیری از افزایش ۲ درجه‌ای دمای زمین هست.

این توافق از کشورهای عضو خواسته هست تا به‌قصد ترسیم نقشه مسیر خود درون کاهش منتشر شدن این گازها، سند مشارکت ملی خود (NDC) را به کنوانسیون تغییر اقلیم سازمان ملل متحد (UNFCCC) ارائه کنند. درون همین راستا ایران نیز متعهد به کاهش ۱۲ درصدی منتشر شدن گازهای گلخانه‌ای انسان‌ساخت تا سال ۲۰۳۰ شده هست.

درحال‌حاضر تصویب این توافق با این تعهداتی که دولت داده، با مخالفت‌های زیادی درون کشور روبرو هست و این مسئله تا جایی پیش رفته هست که رییس جمهور نیز یکی از مخالفین این توافق تبدیل  شده هست.

رئیس‌جمهور درون جلسه ۲۱ آذر هیئت دولت با بیان اینکه کشورهای توسعه‌یافته با سنگ‌اندازی‌های علمی درون مسیر پیشرفت کشورهای درحال‌توسعه مانع ایجاد می‌کنند، گفت: «بعضی مقالاتی که درون دنیا نوشتند، ازبرای عدم توسعه ما ساخته شده و ازبرای خودشان نیست. مگر آن‌ها این مسئله و بحث‌های مربوط به گازهای گلخانه‌ای را که می‌گویند، خودشان مراعات می‌کنند؟»

وی درون این اظهارنظرهای گذشته خود،  مسئله عدم توسعه کشور را مطرح کرده هست که با توجه به تحقیق تعهدات ایران درون این توافق می‌توان این مسئله را بهتر بیان کرد. درون راستای تحقیق آسیب‌ها و خرج‌های اجرای تعهدات ایران درون توافق پاریس، سازمان محیط‌زیست که خود مجری این توافق درون کشور هست، گزارشی منتشر کرده هست.

سومین گفته ملی تغییر آب‌وهوا که درون مرداد ۱۳۹۵ منتشر شده هست، آسیب‌های اقتصادی ناشی از تعهدات ایران درون توافق پاریس را تحقیق کرده هست.

تحقیق‌های انجام‌شده نشان می‌دهد که بیشترین خسارات به قسمت‌های مربوط به نفت و گاز و انرژی کشور وارد می‌شود. با توجه به اینکه محور اصلی این توافق بر کاهش فعالیت‌های مربوط به سوخت فسیلی ازجمله نفت و گاز هست، بنابراین محدودیت اقتصادی درون قسمت‌های نفت و گاز کشور طبیعی به‌نظر می‌رسد. درون همین رابطه درون گفته‌های مشابه قبلی به کاهش ۲۸ درصدی ارزش تولید درون این قسمت‌ها اشاره شده هست.

دومین قسمت حیاتی درون فعالیت‌های اقتصادی کشور که این توافقنامه اثر منفی بر آنها خواهد داشت، قسمت کشاورزی و تولید محصولات غذایی هست.

مطابق این گفته، حداقل خسارت وارده از اجرای سیاست‌های کاهش منتشر شدن گازهای گلخانه‌ای براساس قیمت‌های سال ۸۳ درون قسمت صنعت کشاورزی و دام‌پروری، ۲۷۳۶۰…۳ میلیارد ریال و درون قسمت تولید محصولات غذایی نیز ۶۹۹۲…۵ میلیارد ریال خواهد بود.

جدول زیر میزان خسارت‌های وارده به صنایع فوق را نشان می‌دهد. همچنین این میزان کاهش تولید، معادل کاهش ۲۵ درصدی درون ارزش تولید مجموع قسمت‌های کشاورزی و محصولات غذایی خواهد بود. این مسئله از چند جهت قابل توجه خواهد بود:

۱- کاهش ارزش تولید صنعت کشاورزی و محصولات غذایی درحالی هست که امنیت غذایی به‌عنوان یکی از با اهمیت‌ترین مؤلفه‌های امنیت انسانی درون سایه توسعه پایدار صنعت کشاورزی به دست می‌آید.

۲- همچنین درون اسناد بالادستی کشور، امنیت غذایی معادل خودکفایی درون کشاورزی دیده شده هست. بند ۷ سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی بر تأمین امنیت غذایی کشور با تکیه بر تولید از منبع ها داخلی و خودکفایی درون تولید محصولات اساسی کشاورزی تأکید دارد.

۳- از سوی دیگر سازمان جهانی فائو عنوان کرده هست که ازبرای تأمین امنیت غذایی جمعیت رو به افزایش جهان تا سال ۲۰۵۰، سطح تولیدات محصولات کشاورزی باید ۷۰ درصد بیش از میزان فعلی باشد.

بنابراین اجرای سیاست‌های کاهش گازهای گلخانه‌ای درون جریان توافق پاریس و به‌تبع آن، کاهش ارزش تولید درون محصولات کشاورزی و دام‌پروری، درون تضاد با اهداف پیشرفت کشور و اقتصاد مقاومتی خواهد بود و آسیب جدی به مسیر خودکفایی درون محصولات کشاورزی وارد می‌کند.

ازاین‌رو ضرورت دارد تا سند تعهدات ایران یا همان برنامه مشارکت ملی مدنظر (INDC) ازبرای تحقیق‌های کارشناسی بیشتر درون اختیار مجلس قرار گیرد، چراکه مطابق بندهای توافق پاریس، این سند به سند NDC تبدیل می شود و اجرای آن الزام‌آور خواهد بود.

همچنین مجلس شورای اسلامی نیز ازبرای تحقیق همه‌جانبه باید کمیسیون‌های تخصصی مرتبط با توافق پاریس را وارد مسیر تحقیق این توافق کند تا منافع ملی کشور درون جریان پیوستن به این توافق کاملاً حفظ گردد.

انتهای پیام/

دانلود آهنگ فریدون آسرایی باران

دانلود آهنگ قدیمی فریدون آسرایی باران

در این ساعت شما عزیزان را به دانلود آهنگ شنیدنی و آرامش بخش فریدون آسرایی به نام باران با کیفیت اصلی و متن آهنگ دعوت می کنیم.

{{ از آلبوم موسیقی از تو دورم }}

♬ Download Exclusive Music By : ϟ Fereydoon Asraei – Baaraan ( Rain ) ϟ With Best Quality , Direct Links And Lyrics In MusicTarin ♬

دانلود آهنگ فریدون آسرایی باران

متن آهنگ باران فریدون آسرایی

—–|●♯♩♪♫♬♬♫♪♩♯●|—–

ایســـتاده ای…♯♫♪

در باران…♯♫♪

{ با تپـــشِ گنجشـــکی در سیـــنه…♯♫♪ } ۲ بار خوانده می شود

دکلمه شنیدنی با صدای فریدون آسرایی

دوســـتت دارم…♯♫♪

دوستت دارم و یک ریز میـــبارم…♯♫♪

بر شوره زارِ چترها و کــــلاه ها…♯♫♪

{ بر عطر ها و پلاک ها…♯♫♪ } ۲ بار خوانده می شود

بر ترانه هایِ باقیمــــانده در تبِ ســـردِ خاک…♯♫♪

تب ســـرد خاک…♯♫♪

بی پرنده ترین درخت…♯♫♪

بی ستاره ترین آســـمان…♯♫♪

بی ســـتاره ترین آسمان…♯♫♪

بی ستاره تریـــن…♯♫♪

—–|●♯♩♪♫♬♬♫♪♩♯●|—–

فریدون آسرایی باران

نوشته دانلود آهنگ فریدون آسرایی باران اولین بار در موزیک ترین / دانلود جدیدترین آهنگ ها. پدیدار شد.

بیست‌ویکمین جشنواره بین‌المللی قصه‌گویی به ایستگاه پایانی رسید – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی بیست‌ویکمین جشنواره بین‌المللی قصه‌گویی، مراسم اختتامیه جشنواره قصه‌گویی با حضور محمدرضا زمردیان رئیس بیست و یکمین جشنواره قصه گویی، فاضل نظری مدیرعامل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، بهرام شاه محمدلو، هوشنگ مرادی کرمانی، منصور ضابطیان، راضیه برومند، لیلی رشیدی، مجید قناد، فرهاد حسن ‌زاده، عادل بزدوده، احترام برومند، شرمین نادری، علی خانجانی،عباس خامه یار و محمد بیرانوندی از مهمانان و مدعوین این مراسم بودند. شامگاه پنج شنبه ۲۹ آذرماه در محل مرکز آفرینش های فرهنگی هنری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برگزار شد.

محمدرضا زمردیان، رییس جشنواره قصه‌گویی در سخنانی با ابراز خوشحالی از اینکه امسال سهم کوچکی از جشنواره قصه‌گویی دارد، گفت: قصه‌گویی در کانون یک فرایند سالیانه است و در بیش از هزار مرکز، مربیان ما قصه می‌گویند تا زمینه رشد و ارتقای کودکان و نوجوانان را فراهم آورند.

وی درباره نوآوری در این دوره جشنواره قصه‌گویی بیان کرد: پس از دو دهه برگزاری جشنواره قصه‌گویی به نظر می‌رسید باید نوای قصه‌گویی هر چه بیشتر در کشور بپیچد و مشارکت همه مردم را شاهد باشیم، به همین دلیل تصمیم گرفتیم غیر از اعضای کانون، مردم عادی نیز در این جشنواره مشارکت داشته باشند و به رقابت بپردازند.

زمردیان در ادامه با ارائه گزارشی از جشن‌های قصه‌گویی در راستای برگزاری جشنواره قصه‌گویی گفت: یکی از ویژگی های متفاوت امسال در جشنواره، راه اندازی بخش Û¹Û° ثانیه بود که با استقبال مواجه شد. مایه افتخار ماست که قریب به  Û±Û± هزار اثر به دبیرخانه رسید که هیات داوران نزدیک به یک ماه از بین آنها منتخبان را اعلام کردند.

در ادامه ویدئویی از سروش صحت، دبیر هنری بیست‌ویکمین جشنواره قصه‌گویی که به دلیل فیلمبرداری فیلم جدیدش در سالن حضور نداشت، پخش شد. وی در این ویدئو گفت: خیلی زشت است دبیر یک جشنواره در شب اختتامیه حضور نداشته باشد، اما چون فیلمسازی سخت است، نتوانستم در مراسم حاضر شوم. از مدعوین جشنواره و هیات‌های داوران عذرخواهی می کنم. خیلی دلم میخواست پیش شما باشم، اما امیدوارم شب خوبی داشته باشید و قصه‌گویی در کشور رونق بگیرد.

در ادامه برگزیدگان بخش علمی جشنواره بیست و یکم به شرح زیر اهدا شد:

برگزیدگان بخش علمی:

رتبه اول: سارا نادری و لایق رحمانی از کرمانشاه

رتبه دوم: جلیل الیاسی سرزلی و صابر شریفی از کرمانشاه

رتبه سوم: فریبا فروزانفر از البرز، بهار ملک پور شهرکی، ریحانه کیوانی هفشجانی و زیبا علیخانی از چهارمحال و بختیاری

در این بخش همچنین فاطمه ولادی از آذربایجان غربی، ریحانه رفیع زاده و زهرا رهبرنیا از اصفهان شایسته تقدیر دانسته شدند.

در این بخش منصور ضابطیان و کاسپر سورنسن، هیات داوران بخش بین الملل روی صحنه آمدند تا برگزیدگان این بخش را معرفی کنند. منصور ضابطیان، بیانیه هیات داوران بخش بین‌الملل را قرائت و تاکید کرد: قرار بود ۱۵ قصه در این بخش ببینیم اما به دلیل اتفاقی که برای فرزند یکی از قصه‌گوها افتاد، ۱۴ قصه دیدیم. هیات داوران این بخش از سه دنیای مختلف به قصه‌ها نگاه کردند و تصمیم گرفتند سه جایزه و دو دیپلم افتخار را اهدا کنند. سعی کردیم در انتخاب آثار، هم به تکنیک‌ها توجه کنیم و هم اینکه بچه‌ها با آنها همراهی کنند.

کاسپر سورنسن نیز در سخنانی گفت: از زمانی که کودک بودم دلداده قصه‌های ایرانی بودم و وقتی به اینجا آمدم همان زیبایی ها را مشاهده کردم.

در ادامه برگزیدگان بخش بین الملل معرفی شدند.

برگزیدگان بخش بین الملل

رتبه اول: نجمه احمدزاده مروست از یزد

رتبه دوم: آلیسیا دونجو بانگ از کره

رتبه سوم: فلور کانالس باستیداس از اسپانیا

همچنین فرزاد شیرمحمدی از تهران با قصه شنگول و منگول و حبه انگور و اولیویر ویلانوو از فرانسه شایسته تقدیر شناخته شدند.

عباس خامه‌یار، معاون فرهنگی هنری سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در بخش بعدی مراسم در سخنانی گفت: من سال‌های سال رایزن فرهنگی ایران در کشورهای مختلف بودم و به خاطر هواداری و عشق، میزبان اعضای کانون در این کشورها بودم که واقعا ما را میان ملت‌های مختلف سرافراز کردند.

وی با بیان اینکه اینها نمایندگان خوبی برای فرهنگ ادب و هنر ایران هستند، اظهار کرد: با داشتن ۸۳ رایزنی فرهنگی در کشورهای مختلف، آمادگی داریم میزبان اعضای کانون و فعالان این عرصه برای اجرای برنامه‌های آنها باشیم.

در ادامه، هوشنگ مرادی کرمانی و محمدرضا زمردیان برای نکوداشت اسماعیل آذری‌نژاد روی صحنه آمدند و از این فعال فرهنگی تقدیر کردند.

همچنین هدیه ویژه‌ فاضل نظری مدیرعامل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شامل دو هزار جلد کتاب به وی اهدا شد.

اسماعیل آذری نژاد در سخنانی گفت: بیش از ۵ سال است که برای کودکان مناطق محروم استانم قصه می‌گویم، به امید اینکه محرومیت با قصه از بین برود. از مجموعه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان سپاسگزارم و ای کاش بخشی از آموزش و پرورش به کانون واگذار می‌شد تا کودکان ما کودکی کنند چرا که در آموزش و پرورش کودکان ما کودکی نمی‌کنند.

وی ابراز امیدواری کرد که کودکان ایران به رشد و شادی برسند و خوشحالم که توانستم بارانی بر کویر استانم باشم.

اعلام برگزیدگان قصه۹۰ ثانیه، بخش بعدی مراسم بود که برای اهدای جوایز این بخش، هوشنگ مرادی کرمانی، بهرام شاه‌محمدلو، شرمین نادری، عادل بزدوده و محمدرضا زمردیان روی صحنه آمدند و بیانیه هیات داوران توسط شرمین نادری قرائت شد. برگزیدگان این بخش به شرح زیر اعلام شدند:

برگزیدگان بخش ۹۰ ثانیه:

رتبه اول: نرگس حاجی زاده از استان بوشهر

رتبه دوم: درسا پارسا از استان تهران

رتبه سوم: کوثر فلاح نژاد از استان البرز

همچنین در این بخش با توجه به انتخاب آرای مردمی برگزیدگان به شرح زیر اعلام شدند:

رتبه اول: ستایش خلیلی از اصفهان

رتبه دوم: سهیلا ابوالحسنی هنجنی از تهران

رتبه سوم: اعظم خزایی از خراسان رضوی

هوشنگ مرادی کرمانی در ادامه با اشاره به قصه‌گویی گفت: اگر تخیلی در بین نویسندگان وجود دارد، به دلیل قصه‌هایی است که از پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هایشان شنیده‌اند. استاد اول همه ما نویسندگان و شعرا، اینها بودند همچنان که گابریل گارسیا مارکز هم به مادربزرگش به عنوان اولین استادش اشاره کرده بود.

وی با خشنودی از برگزاری جشنواره قصه‌گویی اظهار کرد: از دوست عزیزم مصطفی رحماندوست که بنیان این جشنواره را بنا نهاد، تشکر می‌کنم و همچنین از والدین و پدربزرگ و مادربزرگ‌هایی که هنوز برای کودکان قصه‌ می‌گویند.

در ادامه، مراسم نکوداشت بهرام شاه‌محمدلو برگزار شد و فاضل نظری به همراه راضیه برومند و سهراب و کاوه شاه‌محمدلو از این هنرمند پیشکسوت تقدیر کردند.

شاه‌محمدلو در سخنانی کوتاه گفت: پر از مهربانی و شادی شدم از شما و برایم بسیار ارزشمند است. به جز آرزوی سلامتی برای شما صحبت دیگری ندارم. از راضیه  Ø¨Ø±ÙˆÙ…ند که سال‌ها در مورد کودکان کار کرده، نوشته و اجرا کرده‌ است تشکر و قدردانی می‌کنم. همچنین از سهراب و کاوه به دلیل شایستگی‌هایشان.

فاضل نظری نیز در این مراسم گفت: پیش از اجرای این بخش مراسم قصدی برای صحبت نداشتم، اما وقتی حال خوب سالن را دیدم، بر آن شدم که صحبتی کوتاه کنم. همه ما کودک درونی داریم که امروز بزرگ شدن‌مان باعث شده پیوندش با ما قطع شود اما در برخی موارد مثل این مراسم باز هم کودکی می‌کنیم.

وی بیان کرد: ما به کسانی که خاطرات خوشی برایمان ساختند، وفاداریم بنابراین این خبرخوشی برای شما مربیان و قصه‌گویان است که برای کودکان کار می‌کنید و خیال‌تان راحت که حتما این کودکان و نوجوانانی که عمرتان را صرف آنها می‌کنید، اینچنین حسی را به شما خواهند داشت.

مدیرعامل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تاکید کرد: ما و همچنین قصه‌گویان وظیفه داریم در راستای ارتقا و رشد کودکان و نوجوانان کشور قدم برداریم.

احترام برومند، فرهاد حسن‌زاده، علی خانجانی، منصور ضابطیان و لیلی رشیدی هیات داوران بخش ملی جشنواره برای اهدای جوایز این بخش روی صحنه آمدند. احترام برومند بیانیه هیات داوران را قرائت کرد و در ادامه برگزیدگان این بخش معرفی و تقدیر شدند. برگزیدگان بخش ملی به شرح زیر اعلام شد:

بخش دختران و پسران:

رتبه اول: نگار موحدی رودی از خراسان رضوی

رتبه دوم: مبینا جعفری از هرمزگان

رتبه سوم: کیمیا یعقوبی گودرزی از تهران

بخش پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها:

رتبه اول: فاطمه موسوی از استان البرز

رتبه دوم: زهره خیراندیش از استان کرمانشاه

شایسته تقدیر: مهین شهمرادزاده از کرمان

بخش زنان و مردان

رتبه اول: فرانک حیاتی از استان کرمانشاه

رتبه دوم: عفت تفضلی از استان هرمزگان

رتبه سوم: فائزه خسروی از استان کرمان

همچنین در این بخش، هادی رفیعی از زنجان، نادیا بوستانی از یزد و سارا کوکب کاهبازیان از سیستان و بلوچستان به عنوان شایسته تقدیر اعلام شدند.

جایزه ویژه بخش ۹۰ ثانیه:

محمدحسین تقویان از استان خراسان رضوی

شیرین عبدالکریمی از استان تهران

دیپلم افتخار این بخش به یسنا قاسمی از استان گیلان و هانیه عابدی از استان قزوین اهدا شد.

همچنین در این بخش جایزه خبرنگاران نیز به المیرا حصارکی از تهران و مریم گلباز از تهران تعلق گرفت.

بر این اساس، باتوجه به آثار ارسالی به بیست و یکمین جشنواره بین المللی قصه گویی، رییس این جشنواره جایزه ویژه ای را برای دو نفر از قصه گویان؛ احمد عسگری در بخش زنان و مردان با قصه «امروز نه یک روز دیگر» از همدان و نگار طهماسبی در بخش دختران و پسران با قصه کلیله و دمنه از لرستان در نظر گرفت.

دانلود آهنگ فریدون آسرایی تو ندانی

دانلود آهنگ قدیمی فریدون آسرایی تو ندانی

امشب با دانلود آهنگ شنیدنی و خاطره انگیز فریدون آسرایی به نام تو ندانی با بهترین کیفیت ممکن و متن ترانه در خدمت شما دوستان گرامی هستیم.

{{ این آهنگ از آلبوم موسیقی سرگذشت انتخاب شده است }}

♬ Download Exclusive Music By : ϟ Fereydoon Asraei – To Nadaani ϟ With Best Quality , Direct Links And Lyrics In MusicTarin ♬

دانلود آهنگ فریدون آسرایی تو ندانی

متن آهنگ تو ندانی فریدون آسرایی

—–|●♯♩♪♫♬♬♫♪♩♯●|—–

به خداااا دستِ خودم نیســـت؛ که دیوونه شُدم…♯♫♪

از غمِ عشــقِ تو بود… همدمِ پیـــمونه شدم…♯♫♪

{ تـو نــــدانی!! ز چه رو؛ در به در از خونـــه شدم؟!…♯♫♪

شب و روزم تَبــه و ساکنِ مِیخونه شـــدم…♯♫♪ } ۲ مرتبه خوانده می شود

{ ســاقیا مِی بده… باده بده… باده یِ نـــــاب…♯♫♪

سـاقیا مَستم و مدهـــوش؛ خرابم… چه خراب!!!…♯♫♪ } ۲ مرتبه خوانده می شود

تـو نـدانی… که چـــه بود؛ باطـل و گم کرده رهم؟!؟!…♯♫♪

تـو نـدانی… که فقـط؛ عشقِ تو بوده گُنَـــــهَم…♯♫♪

نگرفتی؛ خـــبری از دلِ دیـــوونه یِ مـن…♯♫♪

زِ بَرم سـرد گذشـــتیُ… نکردی نِگَهــــم…♯♫♪

با صدای زیبای فریدون آسرایی

{ ساقــــیا مِی بده… باده بده… بــــاده یِ ناب…♯♫♪

ساقیا مَســـتم و مدهـــوش؛ خرابم… چه خراب!!!…♯♫♪ } ۲ مرتبه خوانده می شود

—–|●♯♩♪♫♬♬♫♪♩♯●|—–

فریدون آسرایی تو ندانی

نوشته دانلود آهنگ فریدون آسرایی تو ندانی اولین بار در موزیک ترین / دانلود جدیدترین آهنگ ها. پدیدار شد.

دانلود آهنگ فریدون آسرایی خاطره

دانلود آهنگ فریدون آسرایی خاطره

ما را همراهی کنید با دانلود آهنگ شنیدنی و به یاد ماندنی خاطره با صدای زیبای فریدون آسرایی با دو کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸ به همراه متن

{{ این آهنگ به آلبوم غریبه اختصاص دارد }}

♬ Download Exclusive Music By : ϟ Fereydoon Asraei – Aatish Paare ϟ With Best Quality , Direct Links And Lyrics In MusicTarin ♬

دانلود آهنگ فریدون آسرایی خاطره

متن آهنگ خاطره فریدون آسرایی

—–|●♯♩♪♫♬♬♫♪♩♯●|—–

{ خاطره؛ هر جا که میری… به یادِ مـــن باش!…♯♫♪

اون ورِ دنیــا که میری… به یادِ من باش!…♯♫♪ } ۲ مرتبه خوانده می شود

کنارِ هر شـقایقی؛ هر جا که دیــدی؛ عاشقی…♯♫♪

اثری از فریدون آسرایی

به یادِ مـــن باش… به یادِ من بــاش … به یادِ مـن باش…♯♫♪

هر جا صــدایی خسته بود… هر جا دلی شکســـته بود…♯♫♪

هر جا لـــبِ جادّه، کسی به انتظـــار نشسته بود…♯♫♪

هر جا کـسی؛ نَفَس نداشت… مُهلـــتِ پیش و پـس نداشت…♯♫♪

هر جا دیـــدی؛ پرنده ای… لونه به جز، قَفــس نداشت…♯♫♪

به یادِ مـــن… به یادِ من… بـه یادِ من بــــاش…♯♫♪

خاطـــره؛ هر جا که میــــری… به یادِ من باش!…♯♫♪

اون ورِ دنــــیا که میـری… به یادِ مــــن باش!…♯♫♪

—–|●♯♩♪♫♬♬♫♪♩♯●|—–

فریدون آسرایی خاطره

نوشته دانلود آهنگ فریدون آسرایی خاطره اولین بار در موزیک ترین / دانلود جدیدترین آهنگ ها. پدیدار شد.