نوشته شده توسط
هوجوا
دی
۲۶
آیا تاکنون در مورد افرادی که موقعیت هایی به آنها داده شده است فکر کرده اید؟ آیا افرادی را می شناسید که خود به تنهایی توانایی هایشان را افزایش داده اند. در این مقاله سعی شده است، آخرین تحقیقات و اطلاعات بدست آمده درباره افزایش توانایی های شخصی ارائه شود.
احتمالاً تاکنون با افرادی برخورد داشته اید که خوش برخورد هستند و رفتاری دلپذیر دارند و اگر در بین جمعی از افراد غریبه قرار گیرند در زمان کمی با آنها ارتباط برقرار می کنند. این گونه افراد معمولاً دوست داشتنی و جذاب هستند و قادرند افراد را به کارهای دلخواه خود وادار کنند.
یک فرد با روابط اجتماعی خوب منافع زیادی بدست می آورد. زیرا رفتار چنین فردی سبب می شود که اطرافیان او را به سمت موفقیت سوق دهند. او اعتماد و پشتیبانی افراد را به راحتی بدست می آورد. چنین فردی نه تنها از حمایت اطرافیان برخوردار است، بلکه خود حامی دیگران است و این چرخه ادامه پیدا می کند.
او می تواند با حمایت افراد مختلف در اجتماع کارهای زیادی انجام دهد. زیرا می داند چگونه پتانسیل ارتباطات اجتماعی خود را بالا ببرد.
اگر شما هم نگاهی به قدرت ارتباطات اجتماعی خود بکنید و مهارت های ارتباطی خود را بشناسید و آنها را تقویت کنید. به سمت تبدیل شدن به شخصی اجتماعی و موفق حرکت خواهید کرد. برای افزایش قابلیتهای اجتماعی و تبدیل شدن به انسانی شادتر و موفق تر باید روی رفتار و زندگی خود یک بازبینی کلی انجام دهید. اگر شما یکی از این افراد (با قدرت روابط اجتماعی بالا) هستید من دلیلی برای عدم موفقیت شما نمی بینم . فقط باید بدانید از کجا شروع کنید. ادامه مطلب
نوشته شده توسط
هوجوا
دی
۲۶
این یکی از سوالاتی است که از بسیاری از روانشناسان می پرسند: چگونه می توانیم انگیزه خود را برای مدت طولانی تری زنده نگه داریم؟ باید بگویم این مشکل همه افراد است. چون سخت تر از ایجاد انگیزه حفظ شور شوق تا رسیدن به هدف است. برای این منظور راهکار هایی وجود دارد که سعی می کنیم در این مقاله به برخی از آنها اشاره کنیم.
هر روز برای خود انگیزه ایجاد کنید.
اگر به گذشته نگاه کنید متوجه خواهید شد که بسیار پیش آمده برای انجام کاری بی نهایت هیجان زده بوده اید و پس از گذشت زمان کم کم از شدت شور و هیجان شما کاسته شده است. خوب این طبیعی است. ایجاد انگیزه مانند دوش گرفتن است شما برای نظافت بدن خود باید هر روز یا یک روز در میان حمام کنید. و اگر این کار را نکنید دیگر تمیز و شاداب نیستید. انگیزه هم مانند پاکیزگی ماندگار نیست. بنابراین باید هر روز و هر لحظه آن را تازه کنید. حال می دانیم که باید انگیزه و شور شوق خود را مرتباً تمدید کنیم. اما چگونه؟
برای زندگی خود چشم انداز تعریف کنید.
انگیزه یعنی داشتن دلیل برای انجام کار. خوب همه می دانیم برای انجام هر کاری به یک دلیل نیاز دارید. و دلیلی که شما دارید از نگرش شما به زندگی ناشی می شود. بنابراین چشم انداز شما باید به اندازه کافی بزرگ باشد. تا برای شما ایجاد انگیزه و شور شوق نماید. بگذارید برای شما یک مثال بیاورم: فرض کنید در آمد شما ۵۰۰ هزار تومان در ماه باشد. حال اگر با این دید کار کنید که در آمد خود را به ۶۰۰ هزار تومان در ماه برسانید انگیزه شما خیلی قوی نخواهد بود چون هدف کوچکی انتخاب کرده اید. حال اگر برای خود چشم اندازی تعریف کنید که برای خود یک کار کاسبی پر رونق مستقل با ۵ میلیون تومان درآمد ماهیانه در نظر بگیرید. انگیزه شما برای کار و تلاش بسیار بیشتر خواهد بود. البته برای رسیدن به هدف بزرگتر باید برنامه و استراتژی مشخص داشته باشید و روی آن کار کنید. آن را به اهداف کوچکتر تقسیم کنید ولی هدف اصلی خود را در خاط داشته باشید. در این شرایط با پشتکار بیشتر برنامه خود را اجرا خواهید کرد. پس فراموش نکنید که در انتخاب هدف دست و دلباز باشید و هدف بزرگی برای خود انتخاب کنید.
ابتدای جاده
حال که شما یک هدف مهم قابل دفاع و با ارزش برای جنگیدن دارید. وقت آن رسیده که تلاش و کوشش خود را شروع کنید. توصیه من به شما این است که در ابتدای راه تلاش و کوشش خود را مضاعف کنید. فرض کنید برای کاهش وزن و تناسب اندام تلاش می کنید. حال اگر چند کیلوی اول را با تلاش بیشتری وزن کم کنید از کار خود رضایت بیشتری خواهید داشت و با اعتماد به نفس بیشتر به تلاش خود ادامه می دهید. بنابراین تلاش و کوشش شما در ابتدای راه بسیار مهم است تا با امید بیشتر به سمت هدف حرکت کنید. ادامه مطلب
نوشته شده توسط
هوجوا
دی
۲۶
آنچه مسلم است جنگ رسانهای از برجستهترین مولفههای جنگ نرم و جنگهای مدرن در جهان کنونی محسوب میشود. جنگ نرم به مثابه راهبرد و استراتژی انتخابی نظام سلطه برای تسلط بر افکار و اراده ملت ها تدوین و طراحی شده است.
تعریف جنگ رسانهای
استفاده از رسانهها برای تضعیف کشور هدف و بهرهگیری از توان و ظرفیت رسانهها اعم از رسانههای نوشتاری، دیداری شنیداری و به کارگیری اصول تبلیغات و عملیات روانی، به منظور کسب منافع، را جنگ رسانهای می گویند.
آنچه مسلم است جنگ رسانهای از برجستهترین مولفههای جنگ نرم و جنگهای مدرن در جهان کنونی محسوب میشود. جنگ نرم به مثابه راهبرد و استراتژی انتخابی نظام سلطه برای تسلط بر افکار و اراده ملتها تدوین و طراحی شده است.
اما بیشترین کاربرد جنگ رسانهها در هنگامه نبردهای نظامیشدت مییابد، البتهاین به آن معنا نیست کهاین کاربرد از اهمیت رسانهها در دیگر زمانها میکاهد، بلکه میتوان گفت جنگ رسانه در شرایط صلح نیز بین قدرتها و دولتها به صورت غیررسمی مورد استفاده قرار میگیرد. آنجا که قدرتها توان به میدان آوردن نیروی نظامی را ندارند و یا جامعه آنان قادر به تحمل تلفات انسانی نیست. به جنگ رسانهای روی میآوردند و از این ابزار به بهرهبرداری میکنند. جنگ رسانهای از جمله جنگهای بدون خونریزی و آرام محسوب میشود.
با توجه به آرام بودن جنگ رسانهای، میزان تخریب آن آنقدر زیاد است که حتی شهروندان کشورهای هدف، متوجه حجم سنگین این جنگ بر فضای روحی و روانی خود و اطرفیانشان نمیشوند.
اهداف جنگ رسانهای
هدف این جنگ تغییر کارکرد و عملکرد دولتها و ملتها در پشتیبانی از دیگر دولتها، و به ویژه کنترل افکار و اذهان عمومی مردم است.
کارکردهای جنگ رسانهای
این جنگ برخلاف جنگهای نظامیکه بین دو کشور یا چند ائتلاف و اتحاد با یک کشور صورت میگیرد، ممکن است بین یک گروه از کشورها صورت پذیرد، همچون جنگ رسانهای غرب با جهان اسلام یا نظام سلطه علیه انقلاب اسلامی.
رسانهها در تمامیجنگهای قرن بیستم به مثابه ابزاری برای جنگ روانی و تبلیغات جنگی از سوی بسیاری از کشورها مورد استفاده قرار گرفتند در جنگ جهانی دوم در حالی که نیروهای آلمان نازی در فوریه ۱۹۴۳ شکست سختی خورده بودند، رادیو آلمان به دروغپردازی مبنی بر مقاومت سربازان آلمانی در برابر سربازان روس مشغول بود. اما واقعیت این بود که نیروهای آلمانی در برابر رزم نیروهای روسی تسلیم شده بودند. ادامه مطلب
نوشته شده توسط
هوجوا
دی
۲۶
مقدمه
بدمینتون یک ورزش فیزیکی است و احتیاج به حرکت سریع و ضربه زدن محکم به توپ در بازی های طولانی در کم ترین زمان دارد. بنابراین باید متوجه باشید که در هر ضربه ای که به توپ می زنید قسمت های زیادی از بدن شما باید هماهنگ شوند تا ضربه به طور مؤثر زده شود .
هر ضربه ی قدرتمندی که به توپ زده می شود نوعی حرکت مخصوص به خود را دارد . با مستقیم کردن مچ دست قبل از تماس با راکت با توپ ( معمولا درست در جلوی بدن ) سر راکت با سرعت زیاد حرکت خواهد کرد و بهترین زمان برای زدن توپ حاصل می شود .
تاریخچه بدمینتون
علت نام گزاری این ورزش به این نام این است که در سال ۱۸۷۳ در جشنی که توسط ” دوک –بوفورت ” در قصر خانوادگی -اش بر پا بود ، این بازی هم انجام شد. از آنجایی که اسم این قصر ” خانه ی بدمینتون بود،اسم این بازی به تدریج به بازی بدمینتون معروف شد .
مسابقات جام جهانی از سال ۱۹۸۱ آغاز گردید و تا سال ۱۹۹۷ ادامه داشت. از آن سال به بعد مسابقات بازیکنان برتر جهان جایگزین ای مسابقه شد.بازی بدمینتون از سال ۱۹۹۲ به طور رسمی وارد بازیهای المپیک شد .
فدراسیون بین المللی بدمینتون (IBF) در سال ۱۹۳۴ تاسیس گردید قرار گذاشته شد که اولین مسابقات قهرمانی جهان در سال ۱۹۳۹ برگزار شود . اما به خاطر جنگ جهانی دوم این مسابقات انجام نشد و تا سال ۱۹۴۹ به تعویق افتاد . مؤسسین اولیه فدراسیون بین المللی بدمینتون ۹ کشور که عبارتند از: کانادا، دانمارک ، انگلستان فرانسه ، ایرلند ، هلند ، زلاند لو ، اسکاتلند و ویلز . به طور کلی هفت مسابقه ی اصلی در دنیای بدمینتون وجود دارد که عبارتند از : کاپ توماس ، کاپ اوبر ، قهرمانی جهان ، کاپ سادیر من ، جوانان جهان ، فینال گراندیری و جام جهانی .
تجهیزات بدمینتون
راکت : اندازه دسته راکت ۶/۸ تا ۲/۹ سانتیمتر است . راکت های دسته چرمی از همه بهتر است اما از راکت های حوله ای نیز استفاده می شود . راکت ۱۰۰ گرمی مناسب می باشد . بنابراین راکتی را انتخاب کنید که نه کوچک و بزرگ باشد.
شفت : دسته راکت را به سر راکت متصل می کند . بستگی به جنس این قسمت ، قیمت راکت ها متفاوت است .
جنس این قسمت می تواند استیل ، گرافیت و فایبر گلاس و یا گرافیت و سرامیک باشد . نوع استیل یا گرافیت با دوام و سبک است .
سر راکت : این قسمت از جنس گرافیت یا آلومینیوم است . از خریدن راکتی که سر آن فقط از استیل درست شده باشد.خودداری کنید چون تعادل خوبی ندارد .
قطعه T : سر شفت را به یکدیگر متصل میکند . بعضی از راکت ها این قطعه را ندارند و مستقیما سر و شفت به یکدیگر جوش داده می شوند . این قطعه به گلو معروف است . ادامه مطلب
نوشته شده توسط
هوجوا
دی
۲۵
از تمیز کردن کی برد خسته شدی؟!
دنبال راه و روش راحت و آسان برای
تمیز کردن جاهای سخت هستی ؟!!
این بهترین و جالب ترین وسیله ای که تا به حال دیدید ؟!
این پدیده سال ۲۰۱۰…!!

قیمت : ۸۵۰۰ تومان
ادامه مطلب
نوشته شده توسط
هوجوا
دی
۲۵
آشنایی با جنگ روانی (Psychological Warfare)
جنگ روانی پیشینه ای بسیار طولانی دارد؛ چرا که انسانها برای تحت تأثیر قرار دادن طرف مقابل به شیوهها و ترفندهایی متوسل میشدند و این فعالیت از ارتباط چهره به چهره دو فرد گرفته تا اجتماعات کوچک و بزرگتر بوده است. همین نوع فعالیتها و اقدامات در زمانهای خاص همچون بحرانها، جنگها، نزاعهای محلی به صورت مختلف و گوناگونی اتفاق افتاده است. دستکاری احساسات افراد، همواره در جنگها و نزاعها، در شکل گیری و سقوط حکومتها، عنصری تعیین کننده به شمار میآمده است، اما اصطلاح جنگ روانی در جنگ جهانی دوم در آمریکا رواج یافت. هرچند که در دهه بعد از جنگ جهانی دوم، این واژه در محافل علمی آمریکا و اروپا رواج گسترده ای داشت؛ با این حال معنای آن روشن نبوده و نگرشهای مختلفی در مورد ماهیت و حدود و ثغور آن وجود داشته است. برخی، معنای آن را به فعالیتهایی که در قلمرو نیروهای مسلح قرار دارد، محدود میکنند، اما معنای گسترده تر و متفاوت دیگری نیز از جنگ روانی در مطبوعات علمی و عمومی مطرح شده است. در هر برههای، این واژه مترادف اصطلاحاتی نظیر تعلیم و تربیت یا جهت دهی سیاسی، ترغیب سیاسی، تهاجم غیر مستقیم، منازعه طولانی یا استراتژی براندازی به کار رفته است.
از آنجا که در مورد حوزه فعالیتهای مربوط به جنگ روانی و حد و مرز آن، اتفاق نظر وجود ندارد، در ارائه تعریف روشن و مشخصی برای این نوع جنگ نیز اختلاف نظر دیده میشود. این اختلاف نظر حتی در سازمانهای مختلف، در یک دولت واحد نیز وجود داشته و هر سازمان، این مفهوم را به شکل دیگری تعبیر و تفسیر میکند.
فولر (Fuller)، مورخ و تحلیلگر نظامی بریتانیایی، اولین کسی است که اصطلاح جنگ روانی را در سال ۱۹۲۰ به کاربرد؛ هرچند که اقدامات نهفته در دل این اصطلاح، سابقه ای باستانی دارد. فولر در بحث پیرامون نتایجی که میتوان از پیشرفتهای تکنولوژی نظامی در جنگ جهانی اول گرفت، ادعا میکند که وسایل سنتی جنگ ممکن است جای خود را به جنگ روانی به معنی واقعی کلمه بدهد که در آن از سلاح استفاده نمیشود و به جای آن، اقداماتی نظیر زایل کردن خرد انسانی، مغشوش کردن هوش انسانی و مضمحل کردن حیات معنوی و اخلاقی یک ملت، به وسیله نفوذ در اراده آنها انجام میشود. در آن زمان، استفاده فولر از واژه جنگ روانی در محافل نظامی و علمی بریتانیا و آمریکا، توجه چندانی را به خود جلب نکرد. در ژانویه ۱۹۴۰ با انتشار مقاله ای با عنوان «جنگ روانی و چگونگی به راه اندازی آن»، این اصطلاح برای اولین بار وارد ادبیات آمریکا شد» (داقرتی، ۱۳۷۷، ص۱۳).
نصر از اولین تعریفهایی یاد می کند که برای جنگ روانی عنوان شد و مورد قبول نیروهای مسلح آمریکا قرارگرفت. او در مورد این تعریف می نویسد: «جنگ روانی یعنی استفاده از هر نوع وسیله ای به منظور تاثیر گذاری بر روحیه و رفتار یک گروه، با هدف نظامی مشخص». در پایان جنگ جهانی دوم، این اصطلاح در فرهنگ لغت وبستر وارد شد و بخشی از عبارت پردازیهای سیاسی و نظامی آن زمان را تشکیل داد. نصر همچنین در مورد یک نسخه خطی می نویسد که تو.سط نیروی دریایی آمریکا در سال ۱۹۴۶چاپ شده و در سال ۱۹۵۰ در نگارش آن تجدید نظر شده است. در این کتاب، جنگ روانی به این شرح آمده است: «وظیفه عمده جنگ روانی، تحمیل اراده ما بر دشمن است، به منظور حاکم شدن بر اعمال آنان از راههایی غیر از راههای نظامی و وسایلی غیر از وسایل اقتصادی» (نصر، ۱۳۸۰، ص۸۵ ). همچنین در مارس ۱۹۵۵ وزارت جنگ آمریکا دست به انتشار کتابی با عنوان «در صحنه نبرد» زد که شامل جدیدترین دیدگاه های رسمی در خصوص مفاهیم جنگ و مبادی جنگ روانی بود. جنگ روانی در این کتاب چنین تعریف شده بود: «جنگ روانی، استفاده برنامه ریزی شده از تبلیغات و سایر اعمالی است که قبل از هر چیز، با هدف تاثیر بر نظرات، احساسات، مواضع و رفتار جوامع دشمن، بی طرف یا دوست و به شیوه ای خاص برای دستیابی به هدف ملی صورت میگیرد.» در این تعریف، استفاده از جنگ روانی به زمان جنگ یا زمان اعلام وضع فوقالعاده محدود نمیشود و به استفادهی برنامه ریزی شده و سایر فعالیتها اشاره شده است.
عملیات مربوط به جنگ روانی ممکن است کوتاه مدت یا دراز مدت باشد که انواع فعالیتهای کوتاه مدت آن موارد زیر را شامل می شود:
-
تبلیغات راهبردی
-
تبلیغات جنگی
-
نشر خبر
-
فریب دشمن به روشی منظم ودقیق
-
تبلیغات سری
جنگ روانی دراز مدت، شامل نشر خبر به روش مستمر و با استفاده از وسایل مختلف و با هدف کمک به سیاست خارجی دولت و بالابردن شهرت و اعتبار آن و دستیابی به دوستی و تایید است. شاید بهترین تعریفها برای جنگ روانی و نظامی، تعریفی باشد که پل لاینبرگر (Paul Laeinberger) از نویسندگان پیشرو در این مبحث، به رشته تحریر درآورده است. او در کتاب مشهور خود به نام «جنگ روانی» که در سال ۱۹۵۴ به چاپ رسید، جنگ روانی را در معنای محدود آن تعریف میکند: «جنگ روانی استفاده ازتبلیغات برضد دشمن، همراه با اقدامات عملی است که دارای ماهیت نظامی، اقتصادی یا سیاسی است.» او سپس تبلیغات نظامی را به عنوان استفاده برنامه ریزی شده هریک از انواع ارتباطات، به منظور تاثیر بر افکار و عواطف یک گروه دشمن، بی طرف یا دوست، در جهت رسیدن به هدف استراتژیک یا تاکتیکی معین» تعریف میکند. اما لاینبرگر، جنگ روانی را در معنای وسیع آن، به عنوان کاربرد قسمتهای روانشناسی به منظور کمک به کوششهایی که در عرصه امور سیاسی، اقتصادی و نظامی صورت میگیرد، تعریف میکند و صاحبنظران در این موضوع، مانند هارولد لاسول (Lasswell) و ادوارد بارت (Barth) به بحث در مورد سلاحهای چهارگانه ای که سیاست خارجی ایالات متحده در اختیار دارد، یعنی سلاحهای دیپلماتیک، نظامی، اقتصادی و تبلیغاتی پرداختند.
سرانجام جنگ روانی این معنی را یافت: «نزاعی برای دستیابی به افکار مردم و اراده آنها» این معنی را آیزنهاور هنگام سخنرانی مشهور خود در مبارزه انتخاباتی اش در اکتبر ۱۹۵۲ در سانفرانسیسکو بیان کرد و چنین توضیح داد: «لازم است که ما سیاست خارجی خود را به گونه ای شکل دهیم که با استراتژی واحد و منسجم جنگ سرد هماهنگ باشد… لازم است که در این جنگ سرد و در ضمیر و عزم خویش، جویای فرصتی باشیم که بدون خسارتهای جانی، ما را به پیروزی رساند و در نبرد برای حفظ صلح پیروز گرداند.» (نصر، ۱۳۸۰، صص۸۱-۹۱). داقرتی از اجماعی می گوید که دو دهه پس از جنگ جهانی دوم بین دکترینهای روانی(در مورد ماهیت، کاربرد و نقش آنها در روابط بین الملل مدرن) در آمریکا و اروپا بوجود آمد. به عقیده او، صاحبنظران پذیرفتند که مفهوم اساسی جنگ روانی، عبارت است از «دستکاری عقاید از طریق بکارگیری یک یا چند رسانه ارتباطی» (داقرتی، ۱۳۷۷). ادامه مطلب