“نستراداموس” نام لاتین “میشل دی نستردم” است که یکی از مشهورترین ناشران پیشگویی/پیش گویی ها در جهان است. او به ویژه برای کتابLes Propheties مشهور است که اولین نسخه آن در سال ۱۵۵۵ انشار یافت.
از زمان انتشاراین کتاب که بعد از مرگ او همیشه در سرتاسر جهان محبوبیت داشته و هیچ گاه انتشار آن متوقف نشده، وی طرفداران بسیاری بدست آورد. طرفداران بسیار زیاد وی، او را به دلیل پیش گویی بسیاری از حوادث مهم جهان مورد ستایش قرار می دهند. با این وجود بسیاری از منابع علمی که در ذیل عنوان شده اند، بر این باورند که ارتباط میان وقایع جهان واشعار نوستراداموس عمدتا نتیجه سوء تعبیر( در مواقعی عمدی) هستند و یا اینکه چنان مترصد سوء تعبیر هستند که در صورت عدم وجود مستدلاتی در مورد خواص پیش گویی آنها نمی توان احتمال سوءبرداشت را رد کرد. علاوه بر این، هیچ کدام از این منابع علمی شاهدی از اشعار نوستراداموس را عنوان نکرده اند که کسی بتواند آنرا دقیقا به عنوان نشانه ای واضح از یک اتفاق آینده تعبیر کند. قراءة المزید
وقتی به دنیا آمد دو دست نداشت و این تنها دلیلی بود که پدر و مادرش او را رها کردند و به دست پرورشگاه سپردند.تا ۵ سالگی نامی نداشت و او که فقط معلول جسمی بود در پرورشگاهی در کرمانشاه ، بین کودکان عقب مانده ذهنی پرورش یافت. تا اینکه جوانی ۱۹ ساله بود که به آسایشگاه کهریزک تهران منتقل شد. قراءة المزید
شب، زمان آرامش و ثبات است. شب با تاریکی و سیاهی که همراه دارد بر روی مردم و احوال آنان سرپوش و پرده ای می گذارد و آنان را در حجاب قرار می دهد. شب با ابزار خود یعنی خواب، انسانها را در بی خبری قرار می دهد. از این رو فرصت برای آگاهان فراهم می شود و زمان خلوت فرا می رسد. عرفا شب را مقام خلوت می دانند و انسان را در آن از خواب برحذر می دارند و می گویند که در شب، می توان رازهای ناگفته را بیان کرد و کسی نیست که آن را بشنود. هر آن کس که بیرون از مقام خلوت و دور از یار باشد مورد بی مهری و بی توجهی او واقع شود فقط در نهانخانه است که الطاف و عنایات به انسان داده می شود، الطافی که انسان را به کمال و سعادت می رساند. از این رو باید در شب از دیگران کناره گرفت و به تنهایی با شب بسر برد و از این خلوت استفاده کرد و بهره های فراوان از آن به دست آورد، جایی که دست دیگران به آن نمی رسد و سرشار است از نعمت های الهی.
بدان که خلوت شب در مثال، دریایی است
در قعر بحر بود درهای ناسفته قراءة المزید
نویسنده:
هوجوا
اردیبهشت
۲۷

کافی است همین را درک کنی که او یکتاست و بی نیاز است به آنچه که تو نیازمندی به آن و هیچ شبیهی ندارد به خود و او در بی نهایت خداست .
Say `He is ALLAH, the One!
ALLAH the Independent and Besought of all.
`HE begets not, nor, is HE begotten,
And there is none like unto HIM.
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (۱) اللَّهُ الصَّمَدُ (۲) لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ (۳) وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ (۴)
Dis à ceux qui te demandent avec ironie: “Décris-nous ton Seigneur”: C’est Lui Allah, l’Unique, qui n’a point d’associé.
Allah, le Seul, vers qui l’on se dirige pour obtenir ce qu’on désire et ce dont on a besoin.
Il n’engendre pas; Il n’est pas engendré par un père ni par une mère. Il n’a point de pareil ni de semblable, nul n’est égal à Lui
کافی است همین را درک کنی تا در شروع هر کاری نام او را به یاد آری !
نویسنده:
هوجوا
فروردین
۱۲

خر حکیمی مرد و یکی از دوستان او را نوشت :
خر ادیب مرد و به یاران گفتم :خر مرد و آن چه باید از دست برود، رفت .
آرى ! کسى که به آبرومندى بمیرد، به راحتى مرده است . و خرى که چون ادیب را جانشین داشته باشد، نمرده است .
حکیم در جواب نوشت :
چه بسیار مردم نادانى که مرا مى بینند که در طلب روزى روانم . مى گویند: مى بینم پیاده مى روى و هر پیاده اى ، در محنت مى افتد. مى گویم : خرم مرد، تو زنده و پایدار باشى !
- – - – - – - – - – - – - – - – - – -
اگر بدانى که چه مى گویم ، مرا معذور مى دارى و اگر بدانم چه مى گویى ، تو را سرزنش نمى کنم اما، نمى دانى که چه مى گویم ، و مرا سرزنش مى کنى و من ، مى دانم که نادان هستى و ترا معذور مى دارم .
- – - – - – - – - – - – - – - – - – -
جد تو، آدم ، بهشتش جاى بود / قدسیان کردند بهر او سجود // یک گنه چون کرد، گفتندش تمام / مذنبى ، مذنب ، برو! بیرون خرام // تو طمع دارى که با چندین گناه / داخل جنت شوى اى رو سیاه ؟!
لطفا نظرتان را در مورد دوبیتی بالا برایمان ارسال کنید.
نویسنده:
هوجوا
فروردین
۱۲
.jpg)
پارسایى مى گفت : اگر گرده نان حلالى مى یافتم ، مى سوزندام و مى سائیدم و گردش مى کردم ، تا بیماران را بدان ، درمان کنم .