گزارشی از صنایع سفال «کوزه کنان» شبستر؛ سمفونی زیبای آب و خاک
نوشته شده توسط هوجوامرداد ۲۱
از خاک رس، ره به افلاک می پویند و از آب و گِل، گُل هنر می پرورند
دل در گرو عشق می نهند و بی ادعا و بی صدا، گلستانی از گل و ریحان و سنبل به عرصه هنر هدیه می کنند. از خاک بی ارزش و آب جاری و روان، زلال حقیقت را به منظر چشم هر ناظری میهمان می کنند و از گردش چرخ «کوزه گری»، چرخ گردون را به بازی می گیرند تا از میان این چرخ و خاک و گردش، نانی حلال به کف آرند و به غفلت نخورند.
اینجا سرزمین هنر کوزه گری است. کوزه گرانی که دست در دست، آب در خاک، پای در چرخ و چشم در کوره، کوزه ها می سازند و مکتوم دل خویش را نه چون نقاش بر روی بوم، که بر روی خاک چون موم پیاده می کنند.
احساسات پاک و خالصانه خویش را نه با قلم بر روی لوح و دفتر که بر روی «گِل» می نویسند. نوشته ای ماندگار و آنگاه بر این مصنوعات گلی، نقشها و رنگها می زنند و چنان ذوق به خرج می دهند که هنرمندان چینی ساز کشور چین و ماچین را نیز به تحیر وا می دارند.
اگر آنها در کارخانه ها و کارگاههای بزرگ و مجهز با دستگاهها و امکانات بسیار و با استفاده از رایانه و تکنولوژی مدرن روز، دل اشراف زادگان را می برند، اینجا این هنرمندان دل هر بیننده ای را می ربایند.
کوزه کنان، هنرکده سفالین ایران
از تبریز که به مقصد شهر تسوج در شمال غرب ایران حرکت می کنی، ۳۰ کیلومتر مانده به تسوج و در فاصله ۶ کیلومتری شهر شبستر، چشمه جوشان و فرح زایی وجود دارد که خستگی از چهره مسافران می زداید و به نیکی، به پیشواز میهمانان می رود.
از آب زلال چشمه همیشه جاری «قره کهریز» (کاریز سیاه) آبی بر صورت می زنی و از آن جرعه ای می نوشی. آنگاه سر را بلند می کنی تا یادی از تشنه لب کربلا بکنی. در این لحظه سرشار از شادمانی، چشمانت، «صنایع دستی» چیده شده در اطراف این چشمه را میزبان می شود که تو را برای لحظاتی، به عالم خاطرات و رؤیاهای شیرین پرواز می دهد.
ابتدا تعجب می کنی که این مجسمه های هنرمندانه، نقشهای زیبا و رنگهای دل انگیز چگونه در این حاشیه جاده سربرآورده اند؟ اما چون به میان آن نقشها و رنگها می روی، دامن دامن گل و ریحان خوشبوی باغ هنر ایرانی و آذربایجانی را می بینی که به دست هنرمندانه کوزه گران آذربایجان، چنین زیبا، شعر خلاقیت «بودن» سروده اند.
آری اینجا «هنرکده کوزه گری ایران» است. کوزه کنان!
شهر کوچکی که تا دیروز روستایی بود بی نام و نشان. و اگر نشان داشت به مدد نام «حاج مهدی کوزه کنانی» معروف به ابوالمله، مالک و صاحب خانه معروف مشروطیت تبریز در خیابان راسته کوچه تبریز بود که بعدها خانه اش به ستاد فرماندهی مبارزان و مشروطه طلبان و به ویژه ستارخان(سردار ملی) و باقرخان(سالار ملی) مبدل شد.
«کوزه کنان» جمعیت زیادی ندارد. از مظاهر و مزایای شهر و شهرنشینی هم چندان بهره ای نبرده، اما در عالم هنر، اسم و رسمی برای خود دست و پا کرده است. مردمانش با خاک رس و اندکی آب بر روی چرخ کوچک گردون، سمفونی زیبای طبیعت را بر روی سن «خاک و کوزه» به نوا در می آورند و با قلم ذوق و بر لوح خاک، شعر مهر می سرایند و سحر «سیر جهان» می کنند. آنگاه از سر صدق و صفا، محصولات هنری خویش را به اطراف «قره کهریز» می آورند تا هم خود به نانی برسند و هم هنر سفالگری را میهمان چشمان خسته مسافران کنند.
سالهاست مردمان و ساکنان این شهر کوچک و روستاهای اطراف، نان خویش را به عرق جبین هنرمندانه، از اختلاط آب و خاک و از تنور چرخ کوزه گری درمی آورند. اینجا مرد و زن، کوچک و بزرگ، شغل اصلی شان کوزه گری است. البته کوزه گری تنها عنوان است، وگرنه از گلدانهای بزرگ و کوچک گرفته تا قلکهای کودکانه و دلفریب، مجسمه های رنگی ساخته شده از گل و رس(و نه چینی گرانقیمت!) حاصل تلاش هنرمندانه آنهاست. اما در هر حال، همه این محصولات حول محور «کوزه» و کوزه گری می چرخد.
در سالهای دور، آن زمان که محصولات پلاستیکی و فرآورده های نفتی دردسر آفرین! پا به عرصه وجود ننهاده بود، کوزه ای پر از آب زلال و خنک، همیشه همراه کشاورزان، دامداران، چوپانان و خانواده ها بود. خاک رس و کوزه های سفالی، به خاطر ویژگی خاصی که داشته و دارند، تا مدتهای بسیار آب را خنک و تمیز نگه می دارند. بنابراین، کوزه، نماد صافی و صداقت و لطافت است. ولی امروز محصولاتی که نه از دل طبیعت، بلکه بلای جان طبیعت است، آنچنان فراگیر شده که این ظروف سفالین را به انزوا رانده است.
*۱۰۰ کوزه گر در ۲۵ کارگاه
کارگاههای کوچک و بزرگ بسیاری در این منطقه از آذربایجان شرقی، به وجود آمده و فعالیت می کنند. هر چند که چندسالی است، هجمه محصولات سایر سفالینه هایی که اغلب از هنر ایرانی عاری بوده و جز رنگ و لعابی فریبکارانه، بیش نیستند، آثار اصیل و ماندگار «کوزه کنان» را تهدید می کنند.
کوزه کنان اکنون بیش از ۵ هزار نفر جمعیت دارد. این شهر کوچک، ۲۵ کارگاه سفالگری را که در هر کدام حداقل ۴-۳ نفر مشغول به کارند، در دل خود جای داده است.
به عبارت دیگر، حدود ۱۰۰ خانوار این شهر با کوزه گری امرار معاش می کنند. این تعداد البته غیر از آمار افرادی است که چه به صورت مستقیم و چه به صورت غیرمستقیم در زمینه های مرتبط این هنر از قبیل حمل و نقل خاک، جابجایی محصولات تولید شده، ساخت و اداره کوره ها فروش، خدمات و… فعالیت می کنند.
به گفته مدیرعامل تعاونی سفالگران کوزه کنان، در حال حاضر، دو شرکت تعاونی، شاغلان این رشته را تحت پوشش حمایتی خود دارد.
از او در مورد سابقه و تاریخچه ساخت کوزه و سفال در این منطقه می پرسیم.
به اعتقاد وی، ریشه حرفه و هنر سفالگری، به دوران پیش از اسلام و حتی زمان حضرت نوح پیامبر برمی گردد، زیرا به گواه مورخان، آن حضرت نیز از کوزه های سفالین و لوازم ساخته شده از خاک رس و سفال استفاده می کرد. ضمن آنکه کشف اشیای باستانی و تاریخی سفالین در این منطقه و یا سایر نقاط کشور، به خوبی به اثبات رسانده است که خاستگاه این هنر نزد ایرانیان است و بس؛ همچنان که «کاریز» یا کهریز(قنات) از ابتکارات و ابداعات ایرانیان در طول تاریخ بوده و تمدنهای اصیل ایرانی نیز در کنار این کاریزها شکل گرفته اند.
وجود دو نقطه مسکونی در این منطقه به نامهای «آق کهریز» و «قره کهریز»(کاریز سفید و کاریز سیاه) گواه این مدعاست.
به هر حال، این نکته که صنعت کوزه گری در ایران و در حاشیه کاریزها شکل گرفته، تردیدی نیست. هر چند که رونق صنعت حمل و نقل به همان اندازه که باعث رونق حرفه کوزه گری شده، اصالت آن را نیز تهدید کرده است.
*تهدید سفالینه های رنگین
صنایع خوش آب و رنگ شهرهای دیگر که نه بر پایه خلاقیت و اصالت که بر محور تقلید و کپی برداری و تولید انبوه با استفاده از ماشین آلات مدرن شکل گرفته، اکنون عرصه را بر تولیدات ساکنان این شهر کوچک تنگ کرده است. همین تولید انبوه، باعث شده تا محصولات استانهای دیگر کشور سر از اینجا درآورند. البته حضور صرف محصولات هنری در نقاط مختلف شهر، به خودی خود اشکالی ندارد، اما اگر این حضور غیرمنطقی میهمان ناخوانده، هنر میزبان را مورد تهدید قرار دهد، اوضاع نگران کننده می شود.
اکنون «کوزه کنان» و «قره کهریز» برای همه رهگذران جاده باصفای تبریز تا تسوج و ارومیه، نماد زیبایی صادقانه، خلاقیت جاودانه و دارای محصولاتی منصفانه از نظر قیمت است. اگر نمی توانید صنایع دستی گرانقیمت ساخته شده چینی را بخرید، اما دل به زیبایی سپرده اید، حتماً به «قره کهریز» و «کوزه کنان» سری بزنید.
زیلان : با تشکر از دوست عزیزم محمد امین خوش نیت برای نگارش این مطلب ؛ تنها مطلب قابل ذکر همان مسئله کاریز بودن این چشمه است !
قنات ساخت دست بشر است و به احتمال قوی در صورتی درخواست کنید چگونگی ایجاد آن را نیز در این وبلاگ قرار خواهم داد …
در ضمن در شهرستان شبستر بیش از ۳۰ قنات آبده موجود است …
۳ نظر
توسط حسین مورخ ۱۳۸۷/۰۵/۲۱ ساعت ۱۱:۰۵ قبل از ظهر
قالب تعویض شد …
Reply
توسط مهرداد مورخ ۱۳۸۷/۰۵/۲۶ ساعت ۸:۳۰ بعد از ظهر
سلام من شما را لینک کردم شما هم این کار را بکنید
عنوان”شعر عاشقانه و عکسهای خفن”
وبلاگ:love-ms.blogsky.com
Reply
توسط محمدترابی کوزه کنانی مورخ ۱۳۸۷/۰۷/۰۴ ساعت ۹:۲۶ قبل از ظهر
لطفا بغیراز سفالگری از شخصیت های آن نیز گزارش تهیه شود
Reply