<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: علل و عوامل فرار دختران</title>
	<atom:link href="http://persianok.ir/%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://persianok.ir/%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86/</link>
	<description>مجله علمی، آموزشی و سرگرمی برای ایرانیان</description>
	<lastBuildDate>Tue, 15 May 2012 13:24:54 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.2</generator>
	<item>
		<title>با: محمد</title>
		<link>http://persianok.ir/%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86/#comment-1458</link>
		<dc:creator>محمد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zilan.bloghaa.com/1387/10/%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86/#comment-1458</guid>
		<description>با عرض سلام خدمت مدیریت سایت و دوستان عزیزم.
واقعاً ناراحتم که هنوزم می بینیم توی کشورمون از این اتفاقات منافی حقوق بشر در حال وقوع است. نمی دونم هزینه ی خوشبختی یک نفر چیه ولی میدونم هزینه ی معنوی اون خیلی کمتره، مثلاً اینکه ما بدونیم یک دختر نیازهایی داره.
دیگه نمیدونم چی بگم واقعاً ناراحتم. الان که دارم تایپ می کنم از شدت ناراحتی و عصبانیت توان تایپ ندارم.
ولی این رو به دوستان عزیزم میگم که فرار اصلاً راه خوبی نیست، هیچ وقت در لحظه عصبانیت تصمیم نگیرید.
دوست دختری فراری داشتم که برای اینکه بلکه بتونم کمکش کنم باهاش دوست بودم، توی یه خونه با چندتا دختر دیگه زندگی میکرد. خودم یک دفعه از نزدیک به خونشون رفتم و با اونجا آشنا شدم، وقتی از کارهایی که برای هزار تومن پول می کردن برام تعریف می کردم واقعاً گریم می گرفت.
در هر صورت واقعاً از ته دل برای همه ی دختران ای مرز و بوم آرزوی سلامتی روحی و روانی دارم و امیدوارم در نهایت خوشبختی زندگی کنند. البته پسرا هم همینطور.

با تشکر - ارجمند</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با عرض سلام خدمت مدیریت سایت و دوستان عزیزم.<br />
واقعاً ناراحتم که هنوزم می بینیم توی کشورمون از این اتفاقات منافی حقوق بشر در حال وقوع است. نمی دونم هزینه ی خوشبختی یک نفر چیه ولی میدونم هزینه ی معنوی اون خیلی کمتره، مثلاً اینکه ما بدونیم یک دختر نیازهایی داره.<br />
دیگه نمیدونم چی بگم واقعاً ناراحتم. الان که دارم تایپ می کنم از شدت ناراحتی و عصبانیت توان تایپ ندارم.<br />
ولی این رو به دوستان عزیزم میگم که فرار اصلاً راه خوبی نیست، هیچ وقت در لحظه عصبانیت تصمیم نگیرید.<br />
دوست دختری فراری داشتم که برای اینکه بلکه بتونم کمکش کنم باهاش دوست بودم، توی یه خونه با چندتا دختر دیگه زندگی میکرد. خودم یک دفعه از نزدیک به خونشون رفتم و با اونجا آشنا شدم، وقتی از کارهایی که برای هزار تومن پول می کردن برام تعریف می کردم واقعاً گریم می گرفت.<br />
در هر صورت واقعاً از ته دل برای همه ی دختران ای مرز و بوم آرزوی سلامتی روحی و روانی دارم و امیدوارم در نهایت خوشبختی زندگی کنند. البته پسرا هم همینطور.</p>
<p>با تشکر &#8211; ارجمند</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: elham</title>
		<link>http://persianok.ir/%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86/#comment-1350</link>
		<dc:creator>elham</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zilan.bloghaa.com/1387/10/%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86/#comment-1350</guid>
		<description>زندگی خیلی زیباست اما این ما و اطرافیان ما هستیم که همه چیز رو خراب میکنیم من یه بار فرار رو تجربه کردم اما دیدم خونه با کتک بابام دادو فریاد مادرم و کتکای برادرم واسم خیلی آرامش بخش تر تا اسیر دست نامرداو کفتارای خیابونی بشم شرایطم خیلی بده اما تحملش خیلی شیرینتر از خیلی چیزای دیگه است . فرار اخرین راه نیس خدا هست و خدا هست</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>زندگی خیلی زیباست اما این ما و اطرافیان ما هستیم که همه چیز رو خراب میکنیم من یه بار فرار رو تجربه کردم اما دیدم خونه با کتک بابام دادو فریاد مادرم و کتکای برادرم واسم خیلی آرامش بخش تر تا اسیر دست نامرداو کفتارای خیابونی بشم شرایطم خیلی بده اما تحملش خیلی شیرینتر از خیلی چیزای دیگه است . فرار اخرین راه نیس خدا هست و خدا هست</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سارا</title>
		<link>http://persianok.ir/%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86/#comment-1133</link>
		<dc:creator>سارا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zilan.bloghaa.com/1387/10/%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86/#comment-1133</guid>
		<description>شعار ندید آقای زیلان.این حرفا رو میدونم.میدونید چیه.بچه که بودم وقتی داداشم اذیتم میکرد مامان میگفت هیییییس تو سن حساس و سن بلوغه بهش حرف نزنیاااااا
میدونید چند سال از اون وقتا میگذره؟؟؟؟بیش از 10 سال
خوبی وجود نذاره که بینم
من در برابر بدی ها عکس العملی نشون ندادم.اما سکوت داره خفم میکنه
هر کس یه ظرفیتی داره
یه لیوان و در نظر بگیرید....اگه بیش از حدش تو آب بریزید اون لیوان سرریز میشه.اون لیوان حدی داره
درسته ما آدما صبرمون زیاده...اما سختی های که به من گذشته هم کم نبود...
بعدشم هیچوقت حاضر نیستم که دختری رو بدبخت کنم تا از شر داداشم راحت شم.از نظر اون زن یعنی کلفت!!
من که دعا میکنم نسل آدمایی مثا این داداشم و مردایی شبیه بهش از بین بره.
نگید من چه خواهر سنگدلیم
من با اینکه ازش کوچیکترم اما همه کار براش کردم.با خرج خودم کلاسای خانواده و مشاوره اسمش و نوشتم با هزار تا خواهش موادارش میکردم بره
این کلاسا یه مدت حیلی آرومش کرده بود.اما یهوکلاسا رو ول کرد
از دوباره به حالت خودش برگشت
کتابای جورواجور براش میگرفتم
باهاش راه میومدم
سعی میکردم آذم شه....
اما روز به زور وحشی تر شد
بابام نمیتونه پسر به این گنذگی رو بزنه که...به قول خودش نمیخواد روش و باهاش باز کنه
مامانم که مونده از دستش چیکار کنه
داداش بزرگترم که خارج از استان کار میکنه
هر وقت میاد دنیا برام بهشت میشه
اون که میاد کسی حف نداره نگاه چپ بهم کنه.ماه یکبار میومد که الان تصمیم گرقته به خاطر این رضای بد کمتر بیاد میاد اینجا اعصابش خورد میشه
من میتونم از داداشم شکایت کنم؟؟راستش زیاد در این مورد اطلاعات ندارم.میشه از طریق قانون شکایت کنم؟اگه شکایت کنم زندانیش میکنن؟باید برای شکایت برم کجا؟پاسگاه؟
اگه کسی از راهای قانونی چیزی میدونه ممنون میشم کمکم کنه.
امیدوارم هر روز همه عید باشه.نه مثل من که همه روزه سال برام یه شکل!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>شعار ندید آقای زیلان.این حرفا رو میدونم.میدونید چیه.بچه که بودم وقتی داداشم اذیتم میکرد مامان میگفت هیییییس تو سن حساس و سن بلوغه بهش حرف نزنیاااااا<br />
میدونید چند سال از اون وقتا میگذره؟؟؟؟بیش از ۱۰ سال<br />
خوبی وجود نذاره که بینم<br />
من در برابر بدی ها عکس العملی نشون ندادم.اما سکوت داره خفم میکنه<br />
هر کس یه ظرفیتی داره<br />
یه لیوان و در نظر بگیرید&#8230;.اگه بیش از حدش تو آب بریزید اون لیوان سرریز میشه.اون لیوان حدی داره<br />
درسته ما آدما صبرمون زیاده&#8230;اما سختی های که به من گذشته هم کم نبود&#8230;<br />
بعدشم هیچوقت حاضر نیستم که دختری رو بدبخت کنم تا از شر داداشم راحت شم.از نظر اون زن یعنی کلفت!!<br />
من که دعا میکنم نسل آدمایی مثا این داداشم و مردایی شبیه بهش از بین بره.<br />
نگید من چه خواهر سنگدلیم<br />
من با اینکه ازش کوچیکترم اما همه کار براش کردم.با خرج خودم کلاسای خانواده و مشاوره اسمش و نوشتم با هزار تا خواهش موادارش میکردم بره<br />
این کلاسا یه مدت حیلی آرومش کرده بود.اما یهوکلاسا رو ول کرد<br />
از دوباره به حالت خودش برگشت<br />
کتابای جورواجور براش میگرفتم<br />
باهاش راه میومدم<br />
سعی میکردم آذم شه&#8230;.<br />
اما روز به زور وحشی تر شد<br />
بابام نمیتونه پسر به این گنذگی رو بزنه که&#8230;به قول خودش نمیخواد روش و باهاش باز کنه<br />
مامانم که مونده از دستش چیکار کنه<br />
داداش بزرگترم که خارج از استان کار میکنه<br />
هر وقت میاد دنیا برام بهشت میشه<br />
اون که میاد کسی حف نداره نگاه چپ بهم کنه.ماه یکبار میومد که الان تصمیم گرقته به خاطر این رضای بد کمتر بیاد میاد اینجا اعصابش خورد میشه<br />
من میتونم از داداشم شکایت کنم؟؟راستش زیاد در این مورد اطلاعات ندارم.میشه از طریق قانون شکایت کنم؟اگه شکایت کنم زندانیش میکنن؟باید برای شکایت برم کجا؟پاسگاه؟<br />
اگه کسی از راهای قانونی چیزی میدونه ممنون میشم کمکم کنه.<br />
امیدوارم هر روز همه عید باشه.نه مثل من که همه روزه سال برام یه شکل!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: حسین زیلان</title>
		<link>http://persianok.ir/%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86/#comment-1132</link>
		<dc:creator>حسین زیلان</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zilan.bloghaa.com/1387/10/%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86/#comment-1132</guid>
		<description>این مشکلات نیستند که زندگی ما رو تغییر می دهند، روش مقابله ما با مشکلات هست که زندگی ما رو تحت تاثیر قرار می ده.
به جای فرار از موقعیت ها سعی کنید موقعیت های جدید درست کنید. برای مثال نقشه بکشید تا برای داداشتون زن بگیرید :D
&lt;strong&gt;سعی کنید خوبی ها رو ببینید و واسه بدی ها عکس العملی نشون ندید&lt;/strong&gt; این می تونه از یه داداش بد یه داداش خوب بسازه!
عیدتون هم مبارک باشه ;)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>این مشکلات نیستند که زندگی ما رو تغییر می دهند، روش مقابله ما با مشکلات هست که زندگی ما رو تحت تاثیر قرار می ده.<br />
به جای فرار از موقعیت ها سعی کنید موقعیت های جدید درست کنید. برای مثال نقشه بکشید تا برای داداشتون زن بگیرید <img src='http://persianok.ir/wp-includes/images/smilies/icon_biggrin.gif' alt=':D' class='wp-smiley' /><br />
<strong>سعی کنید خوبی ها رو ببینید و واسه بدی ها عکس العملی نشون ندید</strong> این می تونه از یه داداش بد یه داداش خوب بسازه!<br />
عیدتون هم مبارک باشه <img src='http://persianok.ir/wp-includes/images/smilies/icon_wink.gif' alt=';)' class='wp-smiley' /> </p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سارا</title>
		<link>http://persianok.ir/%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86/#comment-1128</link>
		<dc:creator>سارا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zilan.bloghaa.com/1387/10/%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86/#comment-1128</guid>
		<description>سلام
من همیشه دخترای فراری رو تو ذهنم سرزنش میکردم.میگفتم آخه چرا.چرا باید فرار کنی.فرار همه چیز ر  خراب تر میکنه.باید صبر کرد.بالاخره همه چی حل میشه.اما الان خودم دارم مقدمات فرار و می چینم
هر چی پیش بیاد بزار بیاد
میخواستم خوذکشی کنم.از رفتن به جهنم میترسیدم.و واقعا جرات اینکارو نداشتم
اما فرار گناهی نداره
میدونم امکان داره چه خطراتی جلو پام باشه.اما از کتک خوردن بی دلیل و زور گفتن داداش احمقم که بهتره
به هرکی میگم این جونور اذیتم میکنه باورش نمیشه.خیال میکنن من آزار دارم.چون آقا درس خونه
دانشجوی فوق لیسانس
آقا رضا اون تحصیلت بخوره تو سرت
از همه شاکیم
از پدری که درکم نکرد
از داداش بزرگترم  که تنهام گذاشت
من چند روز ذیگه طبق نقشم میرم
میرم به جای خیلی دور
برام دعا کنید
داداشایی که الان اینا رو میخونید...یادتون باشه خواهراتون و اذیت نکنید.به هیچ جا بر نمیخوره اگه احترام بزارید و دوستشون داشته باشیدنزارید حتی فکر فرارم بکنن.بهشون شخصیت بدید.دوستشون داشته باشید.بددهنی هم اصلااااا نکنید
خدانگهدار همه.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
من همیشه دخترای فراری رو تو ذهنم سرزنش میکردم.میگفتم آخه چرا.چرا باید فرار کنی.فرار همه چیز ر  خراب تر میکنه.باید صبر کرد.بالاخره همه چی حل میشه.اما الان خودم دارم مقدمات فرار و می چینم<br />
هر چی پیش بیاد بزار بیاد<br />
میخواستم خوذکشی کنم.از رفتن به جهنم میترسیدم.و واقعا جرات اینکارو نداشتم<br />
اما فرار گناهی نداره<br />
میدونم امکان داره چه خطراتی جلو پام باشه.اما از کتک خوردن بی دلیل و زور گفتن داداش احمقم که بهتره<br />
به هرکی میگم این جونور اذیتم میکنه باورش نمیشه.خیال میکنن من آزار دارم.چون آقا درس خونه<br />
دانشجوی فوق لیسانس<br />
آقا رضا اون تحصیلت بخوره تو سرت<br />
از همه شاکیم<br />
از پدری که درکم نکرد<br />
از داداش بزرگترم  که تنهام گذاشت<br />
من چند روز ذیگه طبق نقشم میرم<br />
میرم به جای خیلی دور<br />
برام دعا کنید<br />
داداشایی که الان اینا رو میخونید&#8230;یادتون باشه خواهراتون و اذیت نکنید.به هیچ جا بر نمیخوره اگه احترام بزارید و دوستشون داشته باشیدنزارید حتی فکر فرارم بکنن.بهشون شخصیت بدید.دوستشون داشته باشید.بددهنی هم اصلااااا نکنید<br />
خدانگهدار همه.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سارا</title>
		<link>http://persianok.ir/%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86/#comment-1125</link>
		<dc:creator>سارا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zilan.bloghaa.com/1387/10/%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86/#comment-1125</guid>
		<description>imane vaghei chi hast? birune god neshasti negah mikonio nazar midi ! ta zamani k jaye un adama nabashi,ba sharayete una zendegi nakoni nmituni begi nashi az nadashtane imane.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>imane vaghei chi hast? birune god neshasti negah mikonio nazar midi ! ta zamani k jaye un adama nabashi,ba sharayete una zendegi nakoni nmituni begi nashi az nadashtane imane.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سپیده</title>
		<link>http://persianok.ir/%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86/#comment-529</link>
		<dc:creator>سپیده</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zilan.bloghaa.com/1387/10/%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86/#comment-529</guid>
		<description>نداشتن اعتماد به نفس و نداشتن ایمان واقعی و نداشتن هدف در زندگی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نداشتن اعتماد به نفس و نداشتن ایمان واقعی و نداشتن هدف در زندگی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: زیلان</title>
		<link>http://persianok.ir/%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86/#comment-528</link>
		<dc:creator>زیلان</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zilan.bloghaa.com/1387/10/%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86/#comment-528</guid>
		<description>خوب ما پسر ها هم کمتر از شما دختر ها مشکل نداریم .
ولی تا الان دیدی که یه پسر فرار کنه ؟!؟!
- - - - -
به نظر من اگر از تحقیق و جستوجو دست بردارید و منتظر یک خواستگار خوب باشید تا شما رو نجات بده !
داستی از معنویات هم غافل نشوید که بسیار &lt;strong&gt;مشکل گشا &lt;/strong&gt;هستند.
- - - - -
بیچاره خواهر خودم که چی می کشه از دستم :(</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خوب ما پسر ها هم کمتر از شما دختر ها مشکل نداریم .<br />
ولی تا الان دیدی که یه پسر فرار کنه ؟!؟!<br />
- &#8211; - &#8211; -<br />
به نظر من اگر از تحقیق و جستوجو دست بردارید و منتظر یک خواستگار خوب باشید تا شما رو نجات بده !<br />
داستی از معنویات هم غافل نشوید که بسیار <strong>مشکل گشا </strong>هستند.<br />
- &#8211; - &#8211; -<br />
بیچاره خواهر خودم که چی می کشه از دستم <img src='http://persianok.ir/wp-includes/images/smilies/icon_sad.gif' alt=':(' class='wp-smiley' /> </p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: نادیا</title>
		<link>http://persianok.ir/%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86/#comment-527</link>
		<dc:creator>نادیا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zilan.bloghaa.com/1387/10/%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86/#comment-527</guid>
		<description>سلام من دختری هستم که خودم الان در شرایطی هستم که به فرار فکر می کنم و الانم تو اینترنت دارم تحقیق می کنم راجع به این موضوع که اگاهی کامل داشته باشم .شاید بخندین.
من شرایط الان خودم و واستون میگم تا ببینین من که یه دخترم چرا به فرار فکر می کنم
شرایط خونه واسم خیلی سخت و غیر قابل تحمل شده
همین ظهری از بابام به خاطر هیچ و پوچ کتک خوردم
بابامو داداشم دستشون هرز شده  به راحتی روم دست بلند می کنند
به خدا خیلی تلاش کردم شرایط و واسه خودم بهتر کنم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام من دختری هستم که خودم الان در شرایطی هستم که به فرار فکر می کنم و الانم تو اینترنت دارم تحقیق می کنم راجع به این موضوع که اگاهی کامل داشته باشم .شاید بخندین.<br />
من شرایط الان خودم و واستون میگم تا ببینین من که یه دخترم چرا به فرار فکر می کنم<br />
شرایط خونه واسم خیلی سخت و غیر قابل تحمل شده<br />
همین ظهری از بابام به خاطر هیچ و پوچ کتک خوردم<br />
بابامو داداشم دستشون هرز شده  به راحتی روم دست بلند می کنند<br />
به خدا خیلی تلاش کردم شرایط و واسه خودم بهتر کنم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: TF</title>
		<link>http://persianok.ir/%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86/#comment-526</link>
		<dc:creator>TF</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zilan.bloghaa.com/1387/10/%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86/#comment-526</guid>
		<description>لینک خوبی هست</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>لینک خوبی هست</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: پیامک</title>
		<link>http://persianok.ir/%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86/#comment-525</link>
		<dc:creator>پیامک</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zilan.bloghaa.com/1387/10/%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86/#comment-525</guid>
		<description>لینک شما در وبسایت پیامک درج گردید
با تشکر[گل]
http://payamack.com/main/fa/Link</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>لینک شما در وبسایت پیامک درج گردید<br />
با تشکر[گل]<br />
<a href="http://payamack.com/main/fa/Link" rel="nofollow">http://payamack.com/main/fa/Link</a></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: زیلان</title>
		<link>http://persianok.ir/%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86/#comment-524</link>
		<dc:creator>زیلان</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zilan.bloghaa.com/1387/10/%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86/#comment-524</guid>
		<description>درخواست شما تایید شد...
شما لینک شدید لطفا ما را نیز لینک کنید . (در صفحه نخست) [گل]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>درخواست شما تایید شد&#8230;<br />
شما لینک شدید لطفا ما را نیز لینک کنید . (در صفحه نخست) [گل]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: پیامک</title>
		<link>http://persianok.ir/%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86/#comment-523</link>
		<dc:creator>پیامک</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zilan.bloghaa.com/1387/10/%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86/#comment-523</guid>
		<description>وب قشنگی دارید خوشحال میشیم سری هم بما بزنید

تبادل لینک با کلیه وبسایت ها و وبلاگ ها در وبسایت پیامک
برای این کار احتیاجی به عضویت در سایت نمی باشد
[گل]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>وب قشنگی دارید خوشحال میشیم سری هم بما بزنید</p>
<p>تبادل لینک با کلیه وبسایت ها و وبلاگ ها در وبسایت پیامک<br />
برای این کار احتیاجی به عضویت در سایت نمی باشد<br />
[گل]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سعید ماشونی</title>
		<link>http://persianok.ir/%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86/#comment-522</link>
		<dc:creator>سعید ماشونی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zilan.bloghaa.com/1387/10/%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86/#comment-522</guid>
		<description>حاج رضا دمت گرم ...
شاید یه جورایی با این اطلاعات بتونیم مخ چند تا دختر رو بزنیم .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>حاج رضا دمت گرم &#8230;<br />
شاید یه جورایی با این اطلاعات بتونیم مخ چند تا دختر رو بزنیم .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: زیلان</title>
		<link>http://persianok.ir/%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86/#comment-521</link>
		<dc:creator>زیلان</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zilan.bloghaa.com/1387/10/%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86/#comment-521</guid>
		<description>من که منظوری نداشتم ...
این مطلب رو من ننوشتم و ماله حاج رضا است , چون خیلی وقته نیست خواستم ازش حمایت کنم...
در مورد تبادل لینک هم آماده ایم ...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من که منظوری نداشتم &#8230;<br />
این مطلب رو من ننوشتم و ماله حاج رضا است , چون خیلی وقته نیست خواستم ازش حمایت کنم&#8230;<br />
در مورد تبادل لینک هم آماده ایم &#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ali</title>
		<link>http://persianok.ir/%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86/#comment-520</link>
		<dc:creator>ali</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zilan.bloghaa.com/1387/10/%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86/#comment-520</guid>
		<description>سلام دوست عزیز به خدا نمی دونستم مطلب شماست . من این متن را در یکی از وبلاگ های بلگفا که منبع نداشت خوندم. حالا منبع را گذاشتم . حلا با من تبادل بنر میکنید.من طراح قالب هستم و در هر قالبم لینک شما را قرار میدهم. می دانم با من قهرید ولی .....
خوب بازم میگم من نمی دونستم !!!!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام دوست عزیز به خدا نمی دونستم مطلب شماست . من این متن را در یکی از وبلاگ های بلگفا که منبع نداشت خوندم. حالا منبع را گذاشتم . حلا با من تبادل بنر میکنید.من طراح قالب هستم و در هر قالبم لینک شما را قرار میدهم. می دانم با من قهرید ولی &#8230;..<br />
خوب بازم میگم من نمی دونستم !!!!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: انرژی پاک</title>
		<link>http://persianok.ir/%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86/#comment-519</link>
		<dc:creator>انرژی پاک</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zilan.bloghaa.com/1387/10/%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86/#comment-519</guid>
		<description>سلام دوست من.آره من با جنگ خیلی مخالفم.دوره ی این چیزها گذشته.مسلمان هر جا بره آتیش به پا میکنه.سپاس از اینکه به من سر زدید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام دوست من.آره من با جنگ خیلی مخالفم.دوره ی این چیزها گذشته.مسلمان هر جا بره آتیش به پا میکنه.سپاس از اینکه به من سر زدید</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

