عوامل فردی
عوامل فردی زمینه ساز فرار دختران از منزل عبارتند از :
۱- نداشتن عزت نفس
۲- تمایل به خود خودکشی
۳- احساس حقارت و کمبود
۴- ترس از رسوایی پس از تجاوز جنسی و عدم بازگشت به خانه
۵- ارتباط با دوستان ناباب و اغفال توسط آنان
۶- عوامل روان شناختی مثل اختلالات خلقی - افسردگی عمیق - اختلالات سایکوتیک - اختلالات شخصیت و عقب ماندگی هوشی در حد مرزی
۷- مشکل در کسب هویت
۸- فقدان مهارت های مقابله با استرس
۹- عوامل زیست شناختی مثل بلوغ زود رس - تغییرات هورمونی - ناهنجاری در امواج مغزی
عوامل خانوادگی
۱- فرار از خانه یکی از بازتاب های خشونت خانگی است
۲- اعتیاد والدین یا یکی از آنها
۳- بدرفتاری اعضاء خانواده با یکدیگر
۴- مشاجرات خانوادگی
۵- شلوغ بودن خانواده و فرزندان زیاد
۶- زندانی بودن والدین یا یکی از اعضاء خانواده
۷- فوت والدین یا یکی از آنها
۸- جدایی والدین یا طلاق آنها از همدیگر
۹- سابقه محکومیت و ارتکاب جرم والدین یا یکی از اعضاء خانواده
۱۰- انواع آزار های (جسمی .جنسی و مسامحه نسبت به فرزندان (
۱۱- حضور نا پدری و نامادری
۱۲- بد سرپرستی
۱۳- ازدواج اجباری
۱۴- شیوه های تربیتی سخت گیرانه و استبدادی و بسته بودن محیط خانواده
۱۵- ضعف در مهارتهای فرزند پروری
۱۶- آسان گیری و سهل انگاری و بی توجهی نسبت به فرزندان
۱۷- عوامل تشنج آفرین در خانواده
۱۸- ازدواج اجباری با فرد مورد نظر خانواده
۱۹- سست بودن عقاید و باورهای مذهبی خانواده ها و دختران
۲۰- طرد دختران و عدم پذیرش از سوی والدین پس از اولین فرار
۲۱- تبعیض بین فرزندان
۲۲- آزار های جنسی و جسمی از سوی نزدیکان دختران
۲۳- احساس نا امنی در خانه و سو ء استفاده جنسی پدر یا برادر
۲۴- عدم ارضای نیازهای جسمی .روانی .عاطفی دختران در خانواده
۲۵- در بعضی موارد دختران ناز پرورده که دائم تحت مراقبت ، نظارت شدید والدین هستند برای کسب آزادی و استقلال از خانه فرار می کنند.
۲۶- شکاف فرهنگی و عقیدتی بین نسلها
۲۷- افراط و تفریط در برخورد با نوجوانان .
عوامل اجتماعی
وسایل ارتباطی جمعی:موضوع فرار دختران را با ذکر تمام جزئیات منعکس می کنند در واقع افراد را نسبت به وضعیت افراد که شرایط نامساعد و بغرنج خانه را تحمل نکرده اند مطلع میکند و باعث می شوند آنها نیز همین عمل را در مواجهه با مسائل خانواده تکرار کنند ضمن آنکه اصل مسئله نیز تا حد بسیار زیادی در اذهان شکسته شده و به عنوان یک راه حل تلقی می شود.
عوامل اقتصادی
- نداشتن شغل و مسکن مناسب
- کمبود امکانات زیستی . بهداشتی .تغذیه ای
- مشکلات اقتصادی در زندگی خانواده
دختران چه تصوری از فرار دارند ؟
دخترانی که فرار می کنند تصوّر شان از فرار به دست آوردن شرایط واقعاً خوب است اما این (تصور رویایی )شاید فقط ۲۴ ساعت طول بکشد بسیاری از دختران بعد از ۲۴ساعت فجایعی را تجربه کرده اند که درک کردنش خیلی سخت است : مورد تجاوز قرارگرفته اند _کتک خورده اند _خانه هایی که از ترس به آنجا پناه می برند و بعد از آنجا آسیب می بینند ولی واقعاً اکثر شان دنبال یک زندگی خوبند و میخواهند محبت را تجربه کنند یا استقلال و خود بودن را یعنی به دنبال یک امید واهی هستند .
اگر دختری را می شناسید که فرار کرده است ، لطفاً در صورت داشتن اطلاعات کافی علت فرار و سرانجام او را از قسمت نظرات برایمان ارسال کنید .

سلام دوست من.آره من با جنگ خیلی مخالفم.دوره ی این چیزها گذشته.مسلمان هر جا بره آتیش به پا میکنه.سپاس از اینکه به من سر زدید
سلام دوست عزیز به خدا نمی دونستم مطلب شماست . من این متن را در یکی از وبلاگ های بلگفا که منبع نداشت خوندم. حالا منبع را گذاشتم . حلا با من تبادل بنر میکنید.من طراح قالب هستم و در هر قالبم لینک شما را قرار میدهم. می دانم با من قهرید ولی …..
خوب بازم میگم من نمی دونستم !!!!
من که منظوری نداشتم …
این مطلب رو من ننوشتم و ماله حاج رضا است , چون خیلی وقته نیست خواستم ازش حمایت کنم…
در مورد تبادل لینک هم آماده ایم …
حاج رضا دمت گرم …
شاید یه جورایی با این اطلاعات بتونیم مخ چند تا دختر رو بزنیم .
وب قشنگی دارید خوشحال میشیم سری هم بما بزنید
تبادل لینک با کلیه وبسایت ها و وبلاگ ها در وبسایت پیامک
برای این کار احتیاجی به عضویت در سایت نمی باشد
[گل]
درخواست شما تایید شد…
شما لینک شدید لطفا ما را نیز لینک کنید . (در صفحه نخست) [گل]
لینک شما در وبسایت پیامک درج گردید
با تشکر[گل]
http://payamack.com/main/fa/Link
لینک خوبی هست
سلام من دختری هستم که خودم الان در شرایطی هستم که به فرار فکر می کنم و الانم تو اینترنت دارم تحقیق می کنم راجع به این موضوع که اگاهی کامل داشته باشم .شاید بخندین.
من شرایط الان خودم و واستون میگم تا ببینین من که یه دخترم چرا به فرار فکر می کنم
شرایط خونه واسم خیلی سخت و غیر قابل تحمل شده
همین ظهری از بابام به خاطر هیچ و پوچ کتک خوردم
بابامو داداشم دستشون هرز شده به راحتی روم دست بلند می کنند
به خدا خیلی تلاش کردم شرایط و واسه خودم بهتر کنم
خوب ما پسر ها هم کمتر از شما دختر ها مشکل نداریم .
ولی تا الان دیدی که یه پسر فرار کنه ؟!؟!
- – - – -
به نظر من اگر از تحقیق و جستوجو دست بردارید و منتظر یک خواستگار خوب باشید تا شما رو نجات بده !
داستی از معنویات هم غافل نشوید که بسیار مشکل گشا هستند.
- – - – -
بیچاره خواهر خودم که چی می کشه از دستم
نداشتن اعتماد به نفس و نداشتن ایمان واقعی و نداشتن هدف در زندگی
imane vaghei chi hast? birune god neshasti negah mikonio nazar midi ! ta zamani k jaye un adama nabashi,ba sharayete una zendegi nakoni nmituni begi nashi az nadashtane imane.
سلام
من همیشه دخترای فراری رو تو ذهنم سرزنش میکردم.میگفتم آخه چرا.چرا باید فرار کنی.فرار همه چیز ر خراب تر میکنه.باید صبر کرد.بالاخره همه چی حل میشه.اما الان خودم دارم مقدمات فرار و می چینم
هر چی پیش بیاد بزار بیاد
میخواستم خوذکشی کنم.از رفتن به جهنم میترسیدم.و واقعا جرات اینکارو نداشتم
اما فرار گناهی نداره
میدونم امکان داره چه خطراتی جلو پام باشه.اما از کتک خوردن بی دلیل و زور گفتن داداش احمقم که بهتره
به هرکی میگم این جونور اذیتم میکنه باورش نمیشه.خیال میکنن من آزار دارم.چون آقا درس خونه
دانشجوی فوق لیسانس
آقا رضا اون تحصیلت بخوره تو سرت
از همه شاکیم
از پدری که درکم نکرد
از داداش بزرگترم که تنهام گذاشت
من چند روز ذیگه طبق نقشم میرم
میرم به جای خیلی دور
برام دعا کنید
داداشایی که الان اینا رو میخونید…یادتون باشه خواهراتون و اذیت نکنید.به هیچ جا بر نمیخوره اگه احترام بزارید و دوستشون داشته باشیدنزارید حتی فکر فرارم بکنن.بهشون شخصیت بدید.دوستشون داشته باشید.بددهنی هم اصلااااا نکنید
خدانگهدار همه.
این مشکلات نیستند که زندگی ما رو تغییر می دهند، روش مقابله ما با مشکلات هست که زندگی ما رو تحت تاثیر قرار می ده.
به جای فرار از موقعیت ها سعی کنید موقعیت های جدید درست کنید. برای مثال نقشه بکشید تا برای داداشتون زن بگیرید
سعی کنید خوبی ها رو ببینید و واسه بدی ها عکس العملی نشون ندید این می تونه از یه داداش بد یه داداش خوب بسازه!
عیدتون هم مبارک باشه
شعار ندید آقای زیلان.این حرفا رو میدونم.میدونید چیه.بچه که بودم وقتی داداشم اذیتم میکرد مامان میگفت هیییییس تو سن حساس و سن بلوغه بهش حرف نزنیاااااا
میدونید چند سال از اون وقتا میگذره؟؟؟؟بیش از ۱۰ سال
خوبی وجود نذاره که بینم
من در برابر بدی ها عکس العملی نشون ندادم.اما سکوت داره خفم میکنه
هر کس یه ظرفیتی داره
یه لیوان و در نظر بگیرید….اگه بیش از حدش تو آب بریزید اون لیوان سرریز میشه.اون لیوان حدی داره
درسته ما آدما صبرمون زیاده…اما سختی های که به من گذشته هم کم نبود…
بعدشم هیچوقت حاضر نیستم که دختری رو بدبخت کنم تا از شر داداشم راحت شم.از نظر اون زن یعنی کلفت!!
من که دعا میکنم نسل آدمایی مثا این داداشم و مردایی شبیه بهش از بین بره.
نگید من چه خواهر سنگدلیم
من با اینکه ازش کوچیکترم اما همه کار براش کردم.با خرج خودم کلاسای خانواده و مشاوره اسمش و نوشتم با هزار تا خواهش موادارش میکردم بره
این کلاسا یه مدت حیلی آرومش کرده بود.اما یهوکلاسا رو ول کرد
از دوباره به حالت خودش برگشت
کتابای جورواجور براش میگرفتم
باهاش راه میومدم
سعی میکردم آذم شه….
اما روز به زور وحشی تر شد
بابام نمیتونه پسر به این گنذگی رو بزنه که…به قول خودش نمیخواد روش و باهاش باز کنه
مامانم که مونده از دستش چیکار کنه
داداش بزرگترم که خارج از استان کار میکنه
هر وقت میاد دنیا برام بهشت میشه
اون که میاد کسی حف نداره نگاه چپ بهم کنه.ماه یکبار میومد که الان تصمیم گرقته به خاطر این رضای بد کمتر بیاد میاد اینجا اعصابش خورد میشه
من میتونم از داداشم شکایت کنم؟؟راستش زیاد در این مورد اطلاعات ندارم.میشه از طریق قانون شکایت کنم؟اگه شکایت کنم زندانیش میکنن؟باید برای شکایت برم کجا؟پاسگاه؟
اگه کسی از راهای قانونی چیزی میدونه ممنون میشم کمکم کنه.
امیدوارم هر روز همه عید باشه.نه مثل من که همه روزه سال برام یه شکل!
زندگی خیلی زیباست اما این ما و اطرافیان ما هستیم که همه چیز رو خراب میکنیم من یه بار فرار رو تجربه کردم اما دیدم خونه با کتک بابام دادو فریاد مادرم و کتکای برادرم واسم خیلی آرامش بخش تر تا اسیر دست نامرداو کفتارای خیابونی بشم شرایطم خیلی بده اما تحملش خیلی شیرینتر از خیلی چیزای دیگه است . فرار اخرین راه نیس خدا هست و خدا هست
با عرض سلام خدمت مدیریت سایت و دوستان عزیزم.
واقعاً ناراحتم که هنوزم می بینیم توی کشورمون از این اتفاقات منافی حقوق بشر در حال وقوع است. نمی دونم هزینه ی خوشبختی یک نفر چیه ولی میدونم هزینه ی معنوی اون خیلی کمتره، مثلاً اینکه ما بدونیم یک دختر نیازهایی داره.
دیگه نمیدونم چی بگم واقعاً ناراحتم. الان که دارم تایپ می کنم از شدت ناراحتی و عصبانیت توان تایپ ندارم.
ولی این رو به دوستان عزیزم میگم که فرار اصلاً راه خوبی نیست، هیچ وقت در لحظه عصبانیت تصمیم نگیرید.
دوست دختری فراری داشتم که برای اینکه بلکه بتونم کمکش کنم باهاش دوست بودم، توی یه خونه با چندتا دختر دیگه زندگی میکرد. خودم یک دفعه از نزدیک به خونشون رفتم و با اونجا آشنا شدم، وقتی از کارهایی که برای هزار تومن پول می کردن برام تعریف می کردم واقعاً گریم می گرفت.
در هر صورت واقعاً از ته دل برای همه ی دختران ای مرز و بوم آرزوی سلامتی روحی و روانی دارم و امیدوارم در نهایت خوشبختی زندگی کنند. البته پسرا هم همینطور.
با تشکر – ارجمند