علاقه جنسی یا گناه ذاتی

برای ما مسلمانان که علاقه دو همسر را بیکدیگر یکی از نشانههای بارز وجود خداوند میدانیم و نکاح را ” سنت ” و تجرد را یکنوع ” شر” حساب میکنیم هنگامیکه میخوانیم یا میشنویم بعضی از آئینها علاقه جنسی را ذاتا پلید ، و آمیزش جنسی را ( ولو با همسر شرعی و قانونی ) موجب تباهی و سقوط میدانند دچار تعجب میشویم .
این عقیده قرنها وجدان انبوه عظیمی از افراد بشر را تحت نفوذ ترس آور و نفرتانگیز خود قرار داده و به عقیده روانکاوان نفوذ این عقیده ، اختلالات روانی و بیماریهای روحی فراوانی را موجب شده است که از این جهت مانند ندارد .
منشأ پیدایش اینگونه افکار و عقاید چیست ؟ چه چیز سبب میشود که بشر به علاقه و میل طبیعی خود به چشم بدبینی بنگرد و در حقیقت جزئی از وجود خود را محکوم کند ؟ مطلبی است که مورد تفسیر متفکرین قرار گرفته است و ما اکنون در صدد کاوش در آن نیستیم ، مثلا علل گوناگونی میتوانند در گرایش بشر به این گونه افکار و آراء دخیل باشند .
ظاهرا علت اینکه فکر پلیدی ” علاقه و آمیزش جنسی ” در میان مسیحیان تا این حد اوج گرفت ، تفسیری بود که از بدو تشکیل کلیسا ، از طرف کلیسا برای مجرد زیستن حضرت عیسی مسیح ، صورت گرفت . گفته شد علت اینکه مسیح تا آخر مجرد زیست پلیدی ذاتی این عمل است و به همین جهت روحانیین و مقدسین مسیحی شرط وصول به مقامات روحانی را آلوده نشدن به زن در تمام مدت عمر دانستند و ” پاپ ” از میان اینچنین افرادی انتخاب میشود .
به عقیده ارباب کلیسا تقوا ایجاب میکند که انسان از ازدواج خودداری کند ، راسل میگوید : ” در رسالات قدیسین به دو یا سه توصیف زیبا از ازدواج برمیخوریم ، ولی در سایر موارد ، پدران کلیسا از ازدواج به زشتترین صورت یاد کردهاند .
هدف ریاضت این بوده که مردان را متقی سازد بنابراین ، ازدواج که عمل پستی شمرده میشد بایستی منعدم شود ” با تبر بکارت درخت زناشوئی را فرو اندازید ” این عقیده راسخ سن ژروم درباره هدف تقدس است ”
کلیسا ازدواج را به نیت تولید نسل جایز میشمارد . اما این ضرورت ، پلیدی ذاتی این کار را از نظر کلیسا از میان نمیبرد ، علت دیگر جواز ازدواج ، دفع افسد به فساد است یعنی به این وسیله از آمیزشهای بی قید و بند مردان و زنان جلوگیری میشود .
راسل میگوید : ” طبق نظریه سن پول ، مسئله تولید نسل هدف فرعی بوده و هدف اصلی ازدواج همان جلوگیری از فسق بوده است ،این نقش اساسی ازدواج است که در حقیقت دفع افسد به فاسد شمرده است “
کلیسا ازدواج را غیر قابل فسخ ، و طلاق را ممنوع میشمارد ، گفته میشود کلیسا خواسته است بدین وسیله ازدواج را تقدیس و از تحقیر آن بکاهد . ممکن است علت ممنوعیت طلاق و غیر قابل فسخ بودن ازدواج از نظر کلیسا این باشد که خواسته است برای کسانی که از بهشت تجرد رانده شدهاند جریمه و مجازاتی قائل باشد .
چنانکه میدانیم عقاید تحقیر آمیز راجع به خود زن در میان ملل و اقوام قدیم مبنی بر این که زن انسان کامل نیست ، برزخی است میان انسان و حیوان ، زن دارای نفس ناطقه نیست ، زن به بهشت هرگز راه نخواهد یافت (!) و امثال اینها زیاد وجود داشته است ، این عقاید و آراء تا آنجا که از حدود ارزیابی زن تجاوز نمیکند اثر روانی ، غیر از احساس غرور در مرد و احساس حقارت در زن ندارد . اما عقیده پلیدی علاقه و آمیزش جنسی مطلقا روح زن و مرد را متساویا آشفته میسازد و کشمکش جانکاهی میان غریزه طبیعی از یک طرف و عقیده مذهبی از طرف دیگر به وجود میآورد . ناراحتیهای روحی که عواقب وخیمی بار میآورد همواره از کشمکش میان تمایلات طبیعی و تلقینات مخالف اجتماعی پیدا میشود . از این جهت است که این مسئله فوق العاده مورد توجه محافل روانشناسی و روانکاوی قرار گرفته است .
با توجه به نکات فوق منطق عالی اسلام فوق العاده جلب توجه میکند ، در اسلام کوچکترین اشارهای به پلیدی علاقه جنسی و آثار ناشی از آن نشده است ، اسلام مساعی خود را برای تنظیم این علاقه بکار برده است .
از نظر اسلام روابط جنسی را فقط مصالح اجتماعی حاضر یا نسل آینده محدود میکند و در این زمینه تدابیری اتخاذ کرده است که منجر به احساس محرومیت و ناکامی و سرکوب شدن این غریزه نگردد .
متأسفانه دانشمندانی امثال برتراند راسل که از عقاید مسیحیت و بودائی و غیره در این زمینه انتقاد میکنند ، درباره اسلام سکوت مینمایند . راسل در کتاب زناشوئی و اخلاق همین قدر میگوید : ” کلیه بانیان مذاهب باستثناء محمد ( ص ) و کنفوسیوس ، اگر بتوان مسلک او ( کنفوسیوس ) را مذهب نامید ، توجهی به اصول سیاسی و اجتماعی نداشته و کوشیدهاند تکامل روح را از راه اشراق ، تفکر و فنا فراهم کنند ” به هر حال از نظر اسلام ، علاقه جنسی نه تنها با معنویت و روحانیت منافات ندارد ، بلکه جزء خوی و خلق انبیاء است.
مطالبی که درباره پلیدی علاقه جنسی و آثار ناشی از آن گفتیم مربوط به گذشته دنیای غرب بود ، دنیای غرب در زمان حاضر در زمینه اخلاق جنسی نسبت به گذشته ، باصطلاح یک دور۱۸۰ درجهای زده است امروز همه سخن از تقدیس و احترام علائق و روابط جنسی و لزوم آزادی و برداشتن هر قید و بندی در این زمینه است ، در گذشته آنچه گفته شده است بنام دین بوده و امروز نقطه مقابل آنها بنام علم و فلسفه پیشنهاد میشود .
محصولات مرتبط:
مجموعه کامل ازدواج وخانواده موفق ( استاد حورائی )
سمیناربزرگ ازدواج موفق(دکتراحمدحلت)
مجموعه آیین زندگی فصل اول( استاد ابوالقاسم عوامی)
از کتاب اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب ، اثر متفکر شهید استاد مرتضی مطهری ؛ انتشار یافته توسط مجله اینترنتی زیلان



فروردین ۱۹, ۱۳۸۸ @ ۰۹:۵۸:۰۹
منظورم مقاله هایی در مورد ازدواج بود .
باز هم تشکر می کنم از شما
فروردین ۱۹, ۱۳۸۸ @ ۱۰:۰۱:۱۰
به زودی کتابهایی برای ازدواج موفق و راز های موفقیت در زندگی را در مجله قرار خواهیم داد .
فروردین ۱۹, ۱۳۸۸ @ ۰۸:۵۱:۴۳
خیلی ممنون استفاده کردم.
باز هم از این مقاله ها بگذارید لطفا
فروردین ۱۹, ۱۳۸۸ @ ۰۹:۵۴:۲۸
منظورتون اینه که باز هم از کتاب های استاد مطهری قرار بدیم ؟!
به چشم