شب در عرفان اسلامی

شب، زمان آرامش و ثبات است. شب با تاریکی و سیاهی که همراه دارد بر روی مردم و احوال آنان سرپوش و پرده ای می گذارد و آنان را در حجاب قرار می دهد. شب با ابزار خود یعنی خواب، انسانها را در بی خبری قرار می دهد. از این رو فرصت برای آگاهان فراهم می شود و زمان خلوت فرا می رسد. عرفا شب را مقام خلوت می دانند و انسان را در آن از خواب برحذر می دارند و می گویند که در شب، می توان رازهای ناگفته را بیان کرد و کسی نیست که آن را بشنود. هر آن کس که بیرون از مقام خلوت و دور از یار باشد مورد بی مهری و بی توجهی او واقع شود فقط در نهانخانه است که الطاف و عنایات به انسان داده می شود، الطافی که انسان را به کمال و سعادت می رساند. از این رو باید در شب از دیگران کناره گرفت و به تنهایی با شب بسر برد و از این خلوت استفاده کرد و بهره های فراوان از آن به دست آورد، جایی که دست دیگران به آن نمی رسد و سرشار است از نعمت های الهی.
بدان که خلوت شب در مثال، دریایی است
در قعر بحر بود درهای ناسفته
عارفان برای بهره گرفتن از خلوت، تاکید زیادی بر بیداری شب می کنند و اظهار می دارند که در تمام خلوت یعنی شب، انسان رویارویی راحت تری با خداوند دارد. اصلا چگونه می تواند بخوابد و در خلوت او حاضر نشود وقتی که می شنود خدا فرموده است: دوستان من در شب نمی خوابند.
هزار شب تو برای هوای خود خفتی
یک شب چه شود از برای یار مخسب
با یار لطیفی که شب نمی خسبد
موافقت کن ودل را به او سپار و مخسب
خدای گفت که شب دوست نمی خسبد
اگر خجل شده ای زین و شرمسار مخسب
مقام بیداری وعبادت شب، آنقدر زیاد است که خداوند آن را بهانه ای برای دادن شفاعت به پیامبر(ص) قرار داده است.
خداوند شب را مختص به خود می داند و انسان را در آن به گفتگوی شبانه می خواند. آنان که شب را زمان خلوت خود با خدا قرار داده اند و آن را با بیداری سپری می کنند، اهل شب نام دارند. اهل شب، آنانی هستند که خداوند از بین بندگانش، آنها را برای خود برمی گزیند و به توصیف آنها می پردازد. اودر قرآن آنها را علما، اهل خوف و رجا و صالحین معرفی می کند.
خداوند آنقدر مقام شب را بالا قرار داده است که بزرگترین حادثه زندگی رسول اکرم(ص) یعنی معراج و برترین لحظات سال را که برابر با هزار ماه است یعنی شب قدر را در آن قرار داده است.
اهل شب و دوستان خدا در شب خصوصیات و ویژگی هایی دارند که آنها را از دیگران ممتاز می کند. شب روان یا اهل شب، تنها خدا را مدنظر دارند و به بهشت و جهنم توجهی نمی کنند. آنان از صبح تا شب با یاد خدا به سر می برند و از شب تا به صبح نیز به یاد او قیام می کنند. آنان در مستی ذکر خدا در شب، فرو می روند و پشت پا به همه تقیدات و ظواهر می زنند. با این کار خداوند نیز آنان را مورد عنایت و خطاب خود قرار می دهد و آنها را سرمست از این خطاب می کند؛
در دل شب خبر از عالم جانم کردند
خبری آمد و از بی خبرانم کردند
گوش دادند و در آن گوش سروش افکندند
دیده دادند و سر دیده روانم کردند
آشنایی به تماشاگه رازم دادند
آنگه از دیده بیگانه نهانم کردند.

نویسنده: صغری واعظی

زنجیر چرخ انواع خودرو ( ارسال رایگان )

تبلیغات

یک پاسخ to “شب در عرفان اسلامی”

  1. ابراهیم ابراهیمی
    مهر ۱۴, ۱۳۸۸ در ۱۰:۱۳ ق.ظ #

    سلام
    ما سر میزنیم ولی دیگه وقت نمیکنم مطلب بزارم
    کاردانی رو تموم کردم الان ترم ۲ کارشناسی هستم و درس ها خیلی سنگینتر شده و هم اینکه بجوری مشغول برنامه نویسی هستم برای بعضی جاها
    ایشالا سن ده دانشگاه دا موفق علاسان

ارسال دیدگاه