دانشجویان
چند دوست دوران دانشجویی که پس از فارغ التحصیلی هر یک شغل های مختلفی داشتند و در کار و زندگی خود نیز موفق بودند، پس از مدت ها با هم به دانشگاه سابق شان رفتند تا با استادشان دیداری تازه کنند.
آنها مشغول صحبت شدند و طبق معمول بیشتر حرف هایشان، شکایت از وضع زندگی بود. استاد در حین صحبت آنان چای آماده می کرد. او قوری را روی میز گذاشت و از آنان خواست برای خود چای بریزند.
روی میزفنجان هایی متفاوت قرار داشت; شیشه ای، پلاستیکی، چینی، بلور و…. وقتی همه در فنجان دلخواه خود چای ریختند و هر یک فنجانی در دست داشتند، استاد مثل همیشه به آرامی و مهربانی گفت: بچه ها، ببینید; همه شما فنجان هایی ظریف و زیبا را انتخاب کردید و الان فقط فنجان های زمخت و ارزان قیمت روی میز مانده اند.
دانشجویان که از حرف های استاد متعجب بودند با سکوت منتظر ادامه صحبت های استاد شدند. استاد ادامه داد: «در حقیقت، چیزی که شما واقعا می خواستید چای بود و نه فنجان. اما فنجان های زیبا را انتخاب کردید و در عین حال نگاه تان به فنجان های دیگران هم بود. زندگی هم مانند چای است و چیزهایی مانند شغل، حقوق و جایگاه اجتماعی مثل فنجان است. این فنجان ها زندگی را تزیین می کنند اما کیفیت آن را زیاد تغییر نمی دهند.
البته فنجان های متفاوت در علاقه شما به نوشیدن چای تاثیر خواهد داشت، اما اگر بیشتر توجه تان به فنجان باشد و چیزهای با ارزشی مانند کیفیت چای را فراموش کنید و از بوی آن لذت نبرید، معنی واقعی نوشیدن چای را هم از دست خواهید داد. پس، از حالا به بعد تلاش کنید نگاه تان را از فنجان بردارید و از نوشیدن فنجان لذت ببرید.»



فروردین ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۲۳:۳۶:۰۷
سلام داش ابی !!!
ببین می خوام مجله رو تخصصی تر کنم.
حالا به نظرت روی کدوم یکی از موارد زیر تمرکز کنیم؟
دانلود
آموزش
سرگرمی
ادبی
علمی
یا یه چیز دیگه ؟!؟!
– – - – - -
خواهشا نظرت رو بفرست !
فروردین ۲۸, ۱۳۸۸ @ ۱۳:۵۸:۴۴
چی بگم به هرچی که علاقه داری
البته همینتور مخلوط هم خوبه
فروردین ۲۱, ۱۳۸۸ @ ۱۶:۰۹:۱۲
داستان بسیار تاثیر گذاری بود .
- – - – - – -
به نظرت اسم نویسنده فارسی باشه بهتره یا لاتین ؟
به نظر من که همشون باید به یک صورت باشند .
حالا نظر شما چیه ؟؟؟